
چالشهای فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر
بررسی اشکالات اجتماع جوهر و عرض در ذهن
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق اشکالات وارد بر نظریه «وجود ذهنی» در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسی آغاز میشود: نخست، مسئله اجتماع جوهر و عرض در ظرف واحد که با ذات جوهر (عدم قیام به موضوع) در تضاد است و دوم، تبدیل ماهیات مختلف به مقوله «کیف» در ذهن که منجر به انقلاب در ماهیت میشود. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای مختلف پیرامون جوهر و عرض، به بررسی این پرسش میپردازند که آیا جوهر، جنسالاجناس است یا صرفاً یک مفهوم انتزاعی و عرضی. ایشان با تبیین جایگاه قوای ادراکی (عقل، وهم و حس) به عنوان ابزارهای ظهور صور ذهنی، به تحلیل دقیق دیدگاههای مشائین و متأخرین در این زمینه میپردازند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق حقایق در ذهن و پاسخ به شبهاتِ مطرح شده در متون فلسفی تنظیم شده است.
چالشهای فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر
1درس سیصد و سی و سوم
اشکالات وارد بر وجود ذهنی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اشکال اوّل؛ اجتماع جوهر و عرض در ظرفِ واحد و بهلحاظ واحد
عرض کردیم که اشکالاتى را راجع به کیفیّت تحقّق حقایق اشیاء در ذهن بهنحو وجود ذهنى وارد کردهاند؛ اشکالِ اوّل اجتماع جوهر و عَرَض در ظرفِ واحد و بهلحاظ واحد است. شکّى نیست در اینکه ماهیّات به دو قسم تقسیم مىشوند؛ یکى جواهر و دیگری اعراض. جواهر عبارت از ماهیّتى هستند که إذا وُجِدَ فِى الخارِجِ وُجِدَ لا فِى موضوعٍ، و این مسئله، ذاتى جوهر است یعنى وجودِ لا فى موضوعى، ذاتى جوهر است و هیچوقت از جوهر سلب نمىشود. وجودِ عَرَض، وجودِ قائم به موضوع است و اقتضای سَبق وجودى موضوع را مىکند.
لازمۀ اینکه این صُوَر بهعنوان وجود ذهنى، قائم به نفس باشند و بهعبارتدیگر کیفِ نفس باشند، این است که یک حقیقت با حفظ ذاتیّات خود متبدّل به حقیقت دیگر شود، درحالتىکه الذّاتِىُّ لایَتَخَلَّفُ و لایَختَلِفُ؛ ذاتى هیچوقت نمىتواند تخلّف بکند و از آن حقیقت دست بکشد، و همینطور نمىتواند جاى خود را به یک شىء دیگر بدهد و عَرَضی بشود و الاّ انقلاب در ماهیّت لازم مىآید. این اشکال اوّل براى مسألۀ وجود ذهنی است که اجتماع جوهر و عَرَض در ظرفِ واحد و بهلحاظ واحد است که مرحوم حاجى از این تعبیر کردهاند به: فَجوهَرٌ مَعَ عَرَضٍ کَیفَ اجتَمَعَ؟1
اشکال دوّم؛ تبدیل یک ماهیّت به ماهیّت دیگر
اشکال دوّم که به دنبال اشکال اوّل میآید این است که: أم کَیفَ تَحتَ الکَیفِ کُلٌّ قَد وَقَعَ.2 راجع به وجود ذهنى قائل هستند به اینکه اینها کیف نفسانى هستند که قائم به نفس است. و شکّى نیست در اینکه تمام این مقولات چه جوهر و چه سایر اعراض با همدیگر اختلاف ذاتى و ماهوى دارند؛ هیچ ارتباطى بین کم و کیف نیست، هیچ ارتباطى بین اضافه و کم وجود ندارد، هیچ ارتباطى بین زمان و بین مکان نیست.
- . شرح المنظومة، ج 2، ص 121.
- . همان.
