اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چالش‌های فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر

بررسی اشکالات اجتماع جوهر و عرض در ذهن

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق اشکالات وارد بر نظریه «وجود ذهنی» در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسی آغاز می‌شود: نخست، مسئله اجتماع جوهر و عرض در ظرف واحد که با ذات جوهر (عدم قیام به موضوع) در تضاد است و دوم، تبدیل ماهیات مختلف به مقوله «کیف» در ذهن که منجر به انقلاب در ماهیت می‌شود. در ادامه، استاد با نقد دیدگاه‌های مختلف پیرامون جوهر و عرض، به بررسی این پرسش می‌پردازند که آیا جوهر، جنس‌الاجناس است یا صرفاً یک مفهوم انتزاعی و عرضی. ایشان با تبیین جایگاه قوای ادراکی (عقل، وهم و حس) به عنوان ابزارهای ظهور صور ذهنی، به تحلیل دقیق دیدگاه‌های مشائین و متأخرین در این زمینه می‌پردازند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه تحقق حقایق در ذهن و پاسخ به شبهاتِ مطرح شده در متون فلسفی تنظیم شده است.

چالش‌های فلسفی وجود ذهنی و مقولات عشر

2
  • بنابراین هرکدام از اینها از نقطۀنظر وقوع خارجى بر همان اساس ماهوى خودشان در خارج وجود پیدا مى‌کنند. و اگر قرار بر این باشد که در تحقّق مقولات عشر، انحفاظِ ذاتیّات لحاظ بشود باید این انحفاظ در وجود ذهنى هم لحاظ بشود. و لازمۀ این انحفاظ، عدمِ تبدّل تمام مقولات به مقولۀ کیف است؛ زیرا اینها با همدیگر اختلاف ذاتى دارند. درحالتى‌که شما مى‌گویید تمام مقولات ـ چه جوهر و چه عَرَض ـ وقتى در ذهن وجود پیدا بکنند، وجود آنها قائم به نفس است و این وجودِ قائم به نفس به‌صورت کیف نفسانى جلوه مى‌کند.

  • یعنی نفس، حکم موضوعى را پیدا مى‌کند که رنگ مى‌پذیرد و رنگ او عبارت از کیف نفسانى است. حالا این رنگ او یا صورت است، یا جوهر است، یا مادّه است، ـ البتّه نه به‌عنوان مادّه خارجى بلکه به‌عنوان جنس یا صورتِ مادّۀ خارجى ـ یا مجرّد است و یا سایر مقولات از کم، کیف، عَرَض، مَتیٰ و امثال‌ذلک است، درحالتى‌که تمام اینها قائم به نفس هستند.

  • این اشکال از اشکال اوّل مهم‌تر است؛ که یک ماهیّت چگونه تبدیل به ماهیّت دیگر مى‌شود. مسئله در اشکال اوّل فقط مسئلۀ جوهر بود؛ یعنى چگونه جوهر با عَرَضیّت در وجود نفسى وِفق پیدا مى‌کند؟ ولی اشکال دوّم این بود که چگونه جوهر تبدیل به مقولۀ کیف مى‌شود یا چگونه کم، اَین، مِلک و جِدِه تبدیل به مقولۀ کیف مى‌شوند؟ درحالتى‌که کیف عبارت از یک ماهیّت مخصوص است و کم هم عبارت از یک ماهیّت مخصوص دیگر است. و اینها جنس‌الاجناس براى انواعى هستند که در مادون خود قرار دارند؛ کیف، جنس‌الاجناس است براى کیف‌هایى که در مادون خودش هستند، کم، جنس‌الاجناس است برای کمّیّاتى که در مادون خودش هستند و هلمّ جرّا. این اشکال دوّمی است که در اینجا مطرح است.

  • اختلاف در جنس عالی یا عَرَض بودن جوهر

  • از این اشکالات آمده‌اند جواب داده‌اند؛ جوابى که از اشکال اوّل داده شده است از بوعلى صادر شده است و ایشان در شفاء این مطلب را آورده‌اند.1 البتّه قبل از اینکه جواب بوعلی را بیان کنیم، این قضیّه را فراموش کردم بگویم که راجع به جوهر اختلاف است در اینکه آیا این جوهر، جنس‌الاجناس و جنس عالى است یا عَرَض است؟ اغلب حکماء قائل به این هستند که جوهر عبارت از جنس براى تمام انواعى است که مادون آن هستند. و بعضى قائل هستند به اینکه جوهر، جنس براى انواع نیست بلکه عَرَض است یعنى به‌عنوان یک مفهوم عَرَضى بر انواع صدق مى‌کند.

    1. . الشفاء إلهیّات، ص 140، فی الفصل الثامن من المقالة الثالثة.