اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

تحلیل جایگاه قوا و نسبت میان عالم ذهن و خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن می‌پردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز می‌شود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقش‌آفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی می‌کنند. در ادامه، با نقد دیدگاه‌های رایج، به تبیین این نکته می‌پردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور می‌یابند.

بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی

5
  • در مرتبۀ وهم بودن قبل از وصول به مرتبۀ عقل بالمستفاد

  • از این بالاتر قواى عقلانى است، بزرگان براى قواى عقلانى مراتبى قائل شدند و همین‌طور براى ادراکِ قوّۀ واهمه هم مراتبى قائل شده‌اند؛ یک مرتبه از قوّه واهمه را همین معانى جزئیّه‌اى که ذکر شد مى‌دانند، یعنى آن را عبارت از صُوَر جزئیّۀ معنا می‌دانند، نه صُوَر جزئیّه خارجیّه؛ یعنی به این نحو هستند که مصداق خارجى ندارند. منتها از نقطۀنظر مراتبِ عقل چون انسان هنوز به آن عقل بالفعل یا بالمستفاد نرسیده است تا بتواند تمام معانى کلیّه یعنى علم کلّى، حیات کلّى، قدرت کلّى، سببیّت کلّى، علّیّت کلّى، معلولیّت کلّى را ادراک بکند پس در قوّه وهم است.

  • منظور از معلولیّت کلّی معلولیّتى است که قوّه واهمه یا متخیّله نتوانند در بعضى از موارد آن را استثنا بزنند، منظور از علّیّت کلّی علّیّتى است که قوّه واهمه به‌واسطۀ فراز و نشیب در زندگى و به‌واسطۀ کم و زیاد شدن در قضایا نتواند در آن خدشه وارد بکند. آن علّیّت کلّى و تثبیت شدۀ در قوّه عاقله، آن معلولیّت تثبیت شده، آن علم کلّى الهى که در قوّه عاقله تثبیت مى‌شود و انسان همۀ علوم را از آن علم الهى مى‌داند، آن علم که نمى‌تواند استثناء بردارد و به‌واسطۀ تغییر و تبدّلات در یک روز یک‌جور حکم بکند و در روز دیگر یک‌جور دیگر حکم بکند، آن قضاء کلّى که در همه‌جا براى او قضاوت واحد است و مسائل و ارتباطات تأثیرى در کم و زیاد گذاشتن برای او ندارد، کسى که به جنبۀ عقل بالمستفاد مى‌رسد یک چنین حالت و وضعیّت تکوینى براى او پیدا مى‌شود.

  • قبل از اینکه انسان به او برسد باید چهار مرتبه را طى بکند؛ هیولانى، بالفعل، بالملکه و بالمستفاد. وقتی که مى‌خواهد این چهار مرتبه را طى بکند تا قبل از اینکه به عقل بالمستفاد برسد مى‌گویند که در عالَم وهم دارد حرکت مى‌کند. منتها وهم خفیف داریم، وهم کثیف داریم، متوهّمه عالیه داریم و متوهّمه دانیه داریم. اینها اقسام توهّم و وهم هستند لذا آنها قوّه عاقله را اختصاص به قلیلى از افراد مى‌دانند، مى‌گویند تعداد کمى از افراد به مرتبه قوّه عاقله رسیده‌اند.