
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
تحلیل جایگاه قوا و نسبت میان عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز میشود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقشآفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی میکنند. در ادامه، با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین این نکته میپردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثالهایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور مییابند.
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
3شنیدهام مىگویند که الآن بهوسیلۀ نرمافزارهایی مىآیند مثلاً خصوصیّات یک نطفه را به کامپیوتر مىدهند و کامپیوتر، صورت و عکس این نطفه را در بیست سالگى با تفاوت کمى نشان مىدهد. البتّه اینطور شنیدهام و این مسئله استبعادى هم ندارد، زیرا در آن روند تکاملى نطفه که این ژنها آن صورت جسمانى اشیاء را منطبق با صورت نفسی خودشان به جلو مىبرند و خود را عین آن تطبیق مىدهند، ممکن است در آینده به این کیفیّت بتوانند این صورت را نشان بدهند.
تعریف قوّه متخیّله و خیال
این را مىگویند قوّه متخیّله؛ یعنى ذهن بیاید و یک صورتى را از منشأ مادّى تصوّر بکند. منبابمثال آیا دیدهاید که بچّهها مىگویند: من غول دیدم؟ واقعاً راست مىگویند درحالیکه غول وجود خارجى ندارد؛ بچّه چون قوّه متخیّلهاش قوی است در تاریکى یک صورتى را در ذهن واقعاً خَلق مىکند و بهوجود مىآورد یعنی بر اساس همان حس و تخیّلش برای آن صورتی مىبندد، منتها این صورت را با استمداد و الهام از منشأ خارجى بهوجود مىآورد. یعنى گاوی، اسبى یا یک حیوان عجیب و غریبى را دیده است بعد مىآید آن عجیب و غریب بودن را براى خودش طرح مىکند و شروع به نقشهکشى مىکند، و بعد یک هیولایى را در ذهنش ترسیم مىکند و اسم آن را غول مىگذارد، و همینطور انیاب أغوال و امثالذلک که بحثهای آن قبلاً گذشت.
تمام اینها جنبۀ تخیّل دارند یعنى منشأ مادّى دارند، شاعر انیاب أغوالی براى غول در نظر مىگیرد درحالیکه این غول انیاب أغوال ندارد منتها انیابش را از نابِ اسد و پلنگ و ببر مىگیرد، نیش و دندانش را از همان نیش و دندانهاى حیوانات سَبُع و درنده مىگیرد، یال و کوپالش را از یک جای دیگری مىگیرد، بعد اینها را منحیثالمجموع جمع و مونتاژ و ترکیب مىکند و یک صورتى را بهوجود مىآورد و اسم آن را غول مىگذارد. یا منبابمثال عنقاء هم همینطور است، عنقاء وجود خارجى ندارد ولى مىگویند اگر عنقاء بخواهد وجود داشته باشد اینطور است یعنی با این خصوصیّات و این کیفیّات است. تمام اینها داخل در قواى متخیّله ما است که منشأ خارجى دارد. بنابراین چه آن صورت با حقیقت خارجى منطبق باشد یا منطبق نباشد، در هر دو صورت این صورت زاییده، مخلوق و معلولِ نفس است و در قوّۀ متخیّله جای دارد. این مسائل مربوط به عالَم خیال بود.
