
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
تحلیل جایگاه قوا و نسبت میان عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز میشود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقشآفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی میکنند. در ادامه، با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین این نکته میپردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثالهایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور مییابند.
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز میشود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقشآفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی میکنند. در ادامه، با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین این نکته میپردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثالهایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور مییابند.
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
18آن شخص اهل بعضى از کارها و خوارق عادات مثلاً تصرفّاتى بود، البتّه الآن بعید مىدانم حالات آن موقع را داشته باشد، ولى آن موقع بین دوستان مرحوم آقا معروف بود که ایشان اهل این تصرفّات است و بعضى از چیزها را دارد. بعد من مىدیدیم این که دارد غسل مىدهد همینطور مىخندد و حرف مىزند، ما هم بچّه بودیم مىخندیدیم که مثلاً این چه کار دارد مىکند! بعد غسل تمام شد و فردا هم رفتند دفن کردند.
بعد ایشان خیلى متأثّر شد و رفت در منزل و نقل مىکنند که یک هفته هیچ غذا نخورد و درب اتاق را هم به روى خودش بسته بود و کسى را نمىگذاشت داخل برود. مرحوم آقا از قول او نقل کردند که گفت: من آن شب هرچه با این حرف زدم که به این دنیا برگردد برنگشت! گفت: جای من عالى است و دیگر برنمىگردم، بىخود زحمت نکش! و وقتى که نتوانست تصرّف بکند خیلی ناراحت شد! چون این تصرّف مىکرد آن هم از آن طرف رد مىکرد، این تک مىزد و آن هم از آن طرف پاتک مىزد. چون موفّق نشد دیگر خیلی ناراحت شد و یک انقلاب در او پیدا شد.
این قضیّه چهطور امکان دارد درحالىکه این مسئله کاری به زمان رفتن او ندارد، یعنی براى او در همین حیات و در همینجا هم مطلب همین است. یعنى اینطور نیست که وقتی به آنجا رفت یک دفعه عوض شد و همه چیز تغییر کرد و بزرگ شد، نه هنوز هم تازه رفته است و تازه مىخواهد در آنجا وارد در عالَم تربیت بشود.
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد
