
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
تحلیل جایگاه قوا و نسبت میان عالم ذهن و خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز میشود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقشآفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی میکنند. در ادامه، با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین این نکته میپردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثالهایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور مییابند.
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و پاسخ به اشکالات مطرح شده پیرامون آن میپردازند. بحث با طرح دو اشکال اساسیِ «انقلاب جوهر به عرض» و «اندراج مقولات در تحت کیف» آغاز میشود که از دیرباز مورد توجه حکما و متکلمین بوده است. ایشان برای تبیین دقیق محل نزاع، به تشریح مراتب چهارگانه ادراکی انسان شامل حس، خیال، وهم و عقل پرداخته و چگونگی نقشآفرینی نفس در هر یک از این عوالم را بررسی میکنند. در ادامه، با نقد دیدگاههای رایج، به تبیین این نکته میپردازند که حقیقتِ ادراک، نه ورودِ صورتی بیگانه به ذهن، بلکه ناشی از سعه وجودی نفس و قرارگیری آن در افقِ عوالم بالاتر است. این جلسه با ارائه مثالهایی از عالم خارج، به دنبال ترسیم پیوند میان وجود عینی و ادراکات ذهنی است تا نشان دهد چگونه حقایق در مراتب مختلف، بدون تغییر در ماهیت، ظهور مییابند.
بررسی اشکالات وجود ذهنی و تبیین مراتب ادراکی
12حالا این وجود ذهنى که واقعیّت و حقیقتِ خارج بود، به حمل شایع صناعى تبدیل به کیف شده است و کیف هم یکى از مقولات در قبال آن است، دراینصورت چرا این جوهر تبدیل به یک مقوله دیگر مىشود؟! این انقلاب است که بطلان آن از اَبدَهِ بدیهیّات است؛ که یک جوهر با حفظ جوهریّت تبدیل به کیف مىشود، یا یک عَرَض تبدیل به عَرَض دیگر مىشود، مثلاً کم تبدیل به کیف مىشود! کم چه ربطى به کیف دارد؟! کیف یک چیز است و کم هم یک چیز دیگری است. کم یعنى متر؛ به یک متر، دو متر و سه متر کم مىگویند ولی کیف عبارت از رنگ، لون، ذائقه، سامعه، نفسانى و غیر نفسانى است. این مسئله هم داخل در همان قِسم اشکال اوّل است. پس مسئلۀ انقلاب یک اشکال بود که فَجوهَرٌ مَعَ عَرَضٍ کَیفَ اجتَمَع؟
اندراج تمام مقولات در تحت کیف دوّمین اشکال بر وجود ذهنی
اشکال دوّم این است که: أم کَیفُ تَحتَ الکَیفِ کُلٌّ قَد وَقَعَ؛1 اشکال دوّمى که در اینجا هست این است که تمام مقولات چه مقولۀ جوهر و چه غیر آن چطور در تحت مقولۀ کیف قرار مىگیرند درحالتىکه مقولۀ کیف از نقطۀنظر ماهوى با سایر مقولات چه جوهر باشد و چه عَرَض، اختلاف و تمایز ماهوى دارد؟ اینها دو اشکالی هستند که مرحوم آخوند آنها را در تحت اشکال واحد بیان کردهاند. البتّه در این جلسه به جوابى که به آن داده مىشود نمىرسیم و فقط راجع به همان اشکال اوّل که چگونه است که جواهر عقلانى با حفظ کلّیّت خودشان تبدیل به کیف نفسانى مىشوند، روى این مسئله فکر بکنیم.
بحث تغییر و تبدّل ماهیّات براى راهنمایى و آسان شدن این مشکل در اینجا فایده دارد، که چطور یک وجود از نقطۀنظر تغییر و تبدّل مىتواند تبدیل به کیف و کم بشود، آن مسئله در اینجا خیلى بهدرد مىخورد، حالا یک اشارهاى به آن مىکنیم؛ چه بحث ما راجع به جواهر عقلى باشد و چه راجع به جواهر وهمى و تخیّلات و صُوَر حسّیّه باشد، چون مسئله مربوط به وجود ذهنى مىشود پس در اینجا وجود است که خود را به صورت جوهر یا عَرَض درمىآورد، در این مطلب که بحثى نیست!
- . همان.
