اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی

پاسخ به شبهه فخر رازی درباره غایت‌مندی موجودات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه علّت غایی در افعال موجودات می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا طبایع و موجودات عالم، از جمادات و نباتات گرفته تا حیوانات، در افعال خود دارای شعور و هدف هستند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه کسانی که این حرکات را صرفاً غریزی و فاقد ادراک می‌دانند، به بررسی اشکال فخر رازی بر حکما می‌پردازند که مدعی است جرمانی بودن موجودات با داشتن غایت و شعور ذهنی منافات دارد. در ادامه، با استناد به شواهد طبیعی و روایی، اثبات می‌شود که تمام موجودات عالم، از جمله گیاهان و حیوانات، دارای مرتبه‌ای از شعور و ادراک هستند که آن‌ها را به سمت غایات و اهدافشان هدایت می‌کند. این جلسه در نهایت با تأکید بر تفاوت نگاه اهل ظاهر و اهل باطن به قضایای هستی، بر این حقیقت تأکید می‌ورزد که فهم و شعور موجودات، فراتر از ظواهر مادی است.

تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی

5
  • حالا ما بیاییم همین‌طور این عمامه را بزرگتر بکنیم، یک عمامه بگذاریم به اندازه یک مَجمَع؛ این براى ما و عوام خوب است، ریش را پایین بیاوریم تا ناخن پا برسانیم، می‌گویند: بله! چقدر این مرد، مرد زاهدى است، چقدر عابد است! عصایى از آبنوس دست بگیریم، نعلین زرد کاظمینى هم به پا بکنیم، عباى خاچیه بر دوش بیاندازیم؛ بر هیئتِ مُعَبّا و مُقَبّا و مُعَمّم، به قتلِ اهلِ دل گشته مصمّم، این کار را در میان مردم راه بیاندازیم. عبارات قلبمه و سلمبه‌اى هم به کار ببریم و یک قیافه آن‌چنانی هم براى خودمان درست بکنیم! امّا آن حیوان و گربه مى‌آید یک نگاهى به این عمامه مى‌کند و مى‌بیند داخل این چه چیزی است، زیر این عمامه و ریش چه چیزی خوابیده است، او به این درازى ریش نگاه نمى‌کند، این‌ها را جدّى مى‌گویم! به گردى زیاد و طَبَق نگاه نمى‌کند بلکه نگاه مى‌کند که باطنش چه چیزی است. بنابراین از میان همه مى‌رود سراغ آن کسی که مسئله و حسابش با بقیّه فرق مى‌کند حالا ولو عمامه هم سرش نباشد، ولو ریشش را هم با ماشین شماره یک زده باشد، ولو آنکه قبا و لباسش را هم درآورده باشد، باز این سراغ او مى‌رود. آن‌وقت مى‌گوییم که این‌ها فهم ندارند، اگر این فهم و ادراک نیست پس فهم و ادراک دیگر به چه مى‌گویند؟!

  • پس بنابر این همه حیوانات شعور دارند و فهم دارند. آن ستون حنّانه که از فراق پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ناله می‌کند فهم و شعور دارد،1 نه اینکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم این فهم و شعور را در او قرار بدهد و به مردم بگوید من پیغمبر هستم و نگاه کنید این کار را انجام می‌دهم. خودش فهم و شعور دارد؛ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به آن تکیه مى‌دهند و جدا شدن پیغمبر از این ستون براى او موجب حنین مى‌شود. امّا اگر کسی دیگر از آن افراد خاص هزار دفعه برود و به او تکیه بدهد بالای آن هم بنشیند، اگر جدا بشود این حنین نمى‌کند تازه خوشحال هم مى‌شود، می‌گوید به جهنّم که این مردک رفت، ما را رها کرد! اگر او برود بر این ستون سجده هم بکند فایده‌اى ندارد چون دل خراب است! به‌جاى سجده کردن برو خودت را درست بکن براى تو هم حنین و ناله مى‌کند.

    1. مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 1، ص 90؛ بحار الأنوار، ج 17، ص 380.