اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی

پاسخ به شبهه فخر رازی درباره غایت‌مندی موجودات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه علّت غایی در افعال موجودات می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا طبایع و موجودات عالم، از جمادات و نباتات گرفته تا حیوانات، در افعال خود دارای شعور و هدف هستند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه کسانی که این حرکات را صرفاً غریزی و فاقد ادراک می‌دانند، به بررسی اشکال فخر رازی بر حکما می‌پردازند که مدعی است جرمانی بودن موجودات با داشتن غایت و شعور ذهنی منافات دارد. در ادامه، با استناد به شواهد طبیعی و روایی، اثبات می‌شود که تمام موجودات عالم، از جمله گیاهان و حیوانات، دارای مرتبه‌ای از شعور و ادراک هستند که آن‌ها را به سمت غایات و اهدافشان هدایت می‌کند. این جلسه در نهایت با تأکید بر تفاوت نگاه اهل ظاهر و اهل باطن به قضایای هستی، بر این حقیقت تأکید می‌ورزد که فهم و شعور موجودات، فراتر از ظواهر مادی است.

تبیین شعور و هدفمندی طبایع در افعال طبیعی

4
  • این حرف غلط است و این‌طور نیست بلکه او ادراک مى‌کند، مى‌فهمد و کاملاً شعور دارد منتها ما این ادراک را نمى‌فهمیم چون هم افق با آن حیوان نیستیم این را نمى‌فهمیم. آن ذئب و گرگى که از کوه پایین مى‌آید و به کاروان امام باقر علیه‌السّلام نزدیک مى‌شود و پیش امام باقر علیه‌السّلام مى‌آید و از آن حضرت تقاضا مى‌کند که دعا بکنند که دردِ مَخاض براى جفت او آسان بشود. آن ذئب بر اساس غریزه این را نمى‌فهمد بلکه واقعاً شعور دارد که پیش امام مى‌آید و هَمهمه مى‌کند! افراد دیگر مى‌ترسند و فرار می‌کنند ولی حضرت به او جواب می‌دهند دستى به سرش مى‌کشند و دعا مى‌کنند و مى‌رود. بعد حضرت مى‌فرمایند که این از من تقاضا کرد که به درگاه خدا دعا کنم تا دردِ مَخاض براى جفتش آسان بشود.1 این ذئب الآن این را ادارک مى‌کند، اگر این ادراک نیست پس ادراک به چه چیزی مى‌گویند؟! ادراک همین است دیگر؛ ادراک مى‌کند یعنی امام را تشخیص مى‌دهد که این امام است.

  • آن آهویى که مى‌آید و به امام رضا علیه‌السّلام پناهنده مى‌شود مقام امامت را ادراک مى‌کند، شاید از ما هم بهتر ادراک بکند؛ مى‌فهمد که این امام است، مى‌فهمد که این ولىّ خدا است، مى‌فهمد که این حاکمِ بر مُلک و ملکوت است، اینها را مى‌فهمد! و الاّ چرا پیش ما نمى‌آید؟ حالا اگر شما یک عمامه به اندازۀ طبق هم روی سرتان بگذارید آیا آهو پیش شما مى‌آید؟! اگر ریشتان را خیلی بزرگ بگذارید به‌نحوی که بالا و پایین ریشتان یکى بشود باز آیا آهو پیش شما مى‌آید؟! نه، این حیوانات با ریشِ دراز گول نمى‌خورند و این ریش دراز نمى‌تواند این‌ها را گول بزند! بله، مردم عادى را می‌تواند گول بزند ولی آنها را نمی‌تواند گول بزند، حالا فهمیدید که فهم آنها از ما بیشتر است. عمامه بزرگ و ریش دراز حیوانات را گول نمى‌زند، آنچه که حیوانات را متوجّه مى‌کند باطنِ صاف است، که آن باطنِ صاف را امام دارد و ما نداریم. آنها باطنِ صاف و باطنى که متحقّق به حقّ است را مى‌فهمند چون این‌ها کلک و غلّ و غش در کارشان نیست به آن سمت جذب مى‌شوند.

    1. الاختصاص، ص 300:
      «عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قالَ: کُنتُ مَعَ أبِى‌جَعفَرٍ علیه‌السّلام بَینَ مَکَّة و المَدینَة و أنا أسیرُ عَلَى حِمارٍ لِى و هوَ عَلَى بَغلَة لَهُ إذ أقبَلَ ذِئبٌ مِن رَأسِ الجَبَلِ حَتَّى انتَهَى إلَى أبِى‌جَعفَرٍ علیه‌السّلام، فَحَبَسَ البَغلَة و دَنا الذِّئبُ مِنهُ حَتَّى وَضَعَ یَدَهُ عَلَى قَرَبوسِ سَرجِهِ و مَدَّ عُنُقَهُ إلَى اذُنِهِ و أدنَى أبوجَعفَرٍ علیه‌السّلام اذُنَهُ مِنهُ ساعَةً، ثُمَّ قالَ لَهُ امضِ فَقَد فَعَلتُ فَرَجَعَ مُهَروِلاً فَقُلتُ لَهُ رَأیتُ عَجیباً. قالَ: ”و تَدرِى ما قالَ؟“ قُلتُ: اللهُ و رَسولُهُ و ابنُ رَسولِهِ أعلَمُ. قالَ:قالَ یا ابنَ رَسولِ اللهِ إنَّ زَوجَتِى فِى ذَلِکَ الجَبَلِ و قَد تَعَسَّرَ عَلَیها وِلادُها فادعُ اللهَ أن یُخَلِّصَها و أن لا یُسَلِّطَ شَیئاً مِن نَسلِى عَلَى أحَدٍ مِن شیعَتِکُم“ فَقُلتُ: قَد فَعَلتُ.»
      برای اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به کتاب افق وحی، ص 245. (محقّق)