اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اثبات وجود ذهنی از طریق انتزاع امر مشترک

تحلیل نسبت میان کلیات فلسفی و تشخصات خارجی

14٬110
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین طریق سوم مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ذهن انسان با مشاهده اشخاص مختلف در خارج، معنایی واحد و مشترک را انتزاع می‌کند که بر تمامی آن افراد قابل انطباق است. در این مسیر، استاد با طرح یک اشکال فلسفی مبنی بر اینکه اجناس و فصول دارای حقیقت در اعیان خارجی هستند، به بررسی دقیق نسبت میان کلی طبیعی و تشخصات فردی می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان حیثیات و اعتبارات، توضیح می‌دهند که اگرچه حقیقتِ یک شیء در خارج موجود است، اما کلیت و اشتراک آن تنها در وعاء ذهن تحقق می‌یابد. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم رعایت حیثیات در مباحث فلسفی، به رفع سوءتفاهم‌های رایج پیرامون نحوه وجود طبایع کلی در اعیان و ذهن می‌پردازد.

اثبات وجود ذهنی از طریق انتزاع امر مشترک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین طریق سوم مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ذهن انسان با مشاهده اشخاص مختلف در خارج، معنایی واحد و مشترک را انتزاع می‌کند که بر تمامی آن افراد قابل انطباق است. در این مسیر، استاد با طرح یک اشکال فلسفی مبنی بر اینکه اجناس و فصول دارای حقیقت در اعیان خارجی هستند، به بررسی دقیق نسبت میان کلی طبیعی و تشخصات فردی می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان حیثیات و اعتبارات، توضیح می‌دهند که اگرچه حقیقتِ یک شیء در خارج موجود است، اما کلیت و اشتراک آن تنها در وعاء ذهن تحقق می‌یابد. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم رعایت حیثیات در مباحث فلسفی، به رفع سوءتفاهم‌های رایج پیرامون نحوه وجود طبایع کلی در اعیان و ذهن می‌پردازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات وجود ذهنی از طریق انتزاع امر مشترک

7
  • تلمیذ: وقتی که می‌گوییم: هذا انسانٌ، آیا وجود خارجى را لحاظ مى‌کنیم یا وجود ذهنى را؟ یعنی در اینجا که به مشارٌالیه خَلق مى‌دهیم و برای آن، مشارٌالیه را مى‌آوریم دیگر این هذا انسانٌ، وجود خارجى است نه وجود ذهنى!‌

  • استاد: چون حکایت کرده و منطبق با ذهن ما شده است ما این را می‌گوییم. اگر ما یک ذهنیّتى در اینجا نداشتیم مى‌گفتیم: هذا حجرٌ، چرا شما گفتید: هذا انسانٌ و نگفتید که این، چغندر و بادمجان است؟ چون شما یک کلّى در ذهن دارید. الآن شما سفیدى این دیوار را دارید مى‌بینید یعنی تا من گفتم که این دیوار سفید است، همه نگاه کردند و در ذهن همه هم یک معنا آمد، چرا معناى بیاض آمد و معناى سواد نیامد؟

  • مانعیّت جزئی بودن امر خارجی برای حمل آن بر دیگری

  • تلمیذ: پس چون وجود خارجى دارد ما احساس وجود ذهنى داریم.

  • استاد: نه، ما در اینجا اثبات وجود ذهنى نمى‌کنیم بلکه ما مى‌خواهیم این را بگوییم: این امرى که در خارج هست که عبارت از بیاضِ این جصّ و گچ است، آیا امر شخصى و خارجى است یا نیست؟ می‌گوییم که امر شخصى است و مختصّ به خودش است. پس اگر این یک امر شخصى است، چرا همه گفتند که این، سفید است، چرا یکى نگفت که سیاه است، چرا یکى نگفت که قرمز است؟ چون یک وجود ذهنى قبل از این جصّ در ذهن ما هست، آن چیزی که در ذهن ما هست مرتکز ما است که به هرچه برسد منطبق بر آن می‌شود؛ وقتی به گچ نگاه بکنیم مى‌گوییم که سفید است درحالى‌که سفیدى مال گچ است، این سفیدى که مال ذهن ما نیست. یا اگر شما به این قرطاس و صفحۀ کاغذ نگاه بکنید، مى‌گویید که این، سفید است، چرا مى‌گویید سفید است؟ چون سفیدى در ذهن شما است و سفیدى این کاغذ مال این است و در ذهن نمى‌آید.

/