اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات وجود ذهنی از طریق انتزاع امر مشترک

تحلیل نسبت میان کلیات فلسفی و تشخصات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین طریق سوم مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث بر این پایه استوار است که ذهن انسان با مشاهده اشخاص مختلف در خارج، معنایی واحد و مشترک را انتزاع می‌کند که بر تمامی آن افراد قابل انطباق است. در این مسیر، استاد با طرح یک اشکال فلسفی مبنی بر اینکه اجناس و فصول دارای حقیقت در اعیان خارجی هستند، به بررسی دقیق نسبت میان کلی طبیعی و تشخصات فردی می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان حیثیات و اعتبارات، توضیح می‌دهند که اگرچه حقیقتِ یک شیء در خارج موجود است، اما کلیت و اشتراک آن تنها در وعاء ذهن تحقق می‌یابد. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم رعایت حیثیات در مباحث فلسفی، به رفع سوءتفاهم‌های رایج پیرامون نحوه وجود طبایع کلی در اعیان و ذهن می‌پردازد.

اثبات وجود ذهنی از طریق انتزاع امر مشترک

1
  • درس سیصد و بیست و نهم

  • طریق سوّم مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • الطریقةُ الثالثةُ:

  • إنَّ لَنا أن نَأخُذَ مِن الاشخاصِ المُختَلِفَةِ بِتَعَیُّناتِها الشَّخصیَّةِ أو الفَصلیَّةِ المُشتَرَکَةِ فِى نوعٍ أو جِنسٍ مَعنًى واحِدًا یَنطَبِقُ على کُلٍّ مِن الاشخاصِ؛ بِحَیثُ جازَ أن یُقالَ على کُلٍّ مِنها أنَّهُ هوَ ذلکَ المَعنَى المُنتَزَعُ الکُلّی، مَثَلاً جازَ لَکَ أن تَنتَزَعَ مِن أشخاصِ الإنسانِ المُتَفَرِّقَةِ المُختَلَفَةِ المُتَبایِنَةِ مَعنًى واحِدًا مُشتَرِکًا فیه و هوَ الإنسانُ المُطلَقُ.

  • توضیح کلّی دربارۀ طریق سوّم مرحوم آخوند برای اثبات وجود ذهنی

  • مرحوم آخوند در طریق سوّم برای اثبات وجود ذهنی از طریق انتزاعِ امر مشترک وارد مى‌شوند؛ قطعاً وعاءِ امر مشترک که امر انتزاعى است نمی‌تواند وعاء خارج باشد زیرا وعاءِ خارج، وعاءِ تشخّص و جزئیّت است، و انتزاعِ امر مشترک که در تمام جزئیّات، موجود است باید وعاء و موضوعى غیر از خارج داشته باشد و چون یا خارج وجود دارد و یا ذهن، پس ظرف براى تحقّق این امر مشترک، ذهن خواهد بود. این اصل و اساس طریقۀ ثالثى که مرحوم آخوند مطرح مى‌کنند.

  • یک اِن قُلت در اینجا هست که مى‌خواهد بفرماید که متأخّرین و محقّقین از حکماء گفته‌اند: اجناس و فصول حقیقتى در اعیان دارند یعنى حیوان یا ناطقیّت که یک معناى انتزاعى و مشترکٌ فیه بین الجزئیّات است یک حقیقتى در اعیان خارجى دارد پس وجودى که براى این اجناس و فصول مى‌توان تصوّر کرد عبارت است از نفس این اعیان خارجى. بنابراین موضوع و وجود دیگرى باقى نمى‌ماند تا اینکه آن وجود، وجود خارجى نباشد و وعائش فقط وعاء ذهن باشد.

  • جوابى که از این اشکال داده مى‌شود روشن است؛ مرحوم آخوند در پاسخ به این اشکال این‌طور مى‌فرمایند: اگر مقصود این افراد از وجودِ جنس یا فصل در اعیان خارج به این معنا باشد که نفسِ آن معناى کلّى و همان کلّى طبیعى بطبیعتها و بکلّیّتها و بجنسیّتها و بفصلیّتها در اعیان خارجى وجود داشته باشد این، خلاف بدیهى و واضح البطلان است، به‌جهت اینکه آنچه که در اعیان خارجى موجود است عبارت از مادّه و صورت است، و مادّه و صورت هر شیئی مختصّ به خود او است نه اینکه مربوط به دیگرى بشود و یا اینکه افراد و تشخصّات دیگر در این مادّه و صورت اشتراک داشته باشند.