اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی

بررسی تطبیقی نسبت میان مرآتیت و تشخص در ادراکات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان دو نوع نگاه به وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره دوگانگی لحاظ آلی و استقلالی در ادراکات آغاز می‌شود. استاد با نقد این دیدگاه و بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و فلسفی، استدلال می‌کنند که میان این دو لحاظ منافاتی وجود ندارد. ایشان با تفکیک میان معنای حرفی که در آن لحاظ استقلالی ممتنع است و وجود ذهنی که می‌تواند هم‌زمان دارای تشخص و جنبه حکایت‌گری باشد، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که چگونه یک صورت ذهنی در عین جزئی بودن، می‌تواند مرآت و حکایت‌گر از خارج باشد. در نهایت، این بحث با تأکید بر لزوم تشخیص اعتباریات از واقعیات و عبرت گرفتن از سرنوشت بزرگان علم، به این نتیجه می‌رسد که جمع میان این دو لحاظ در وجود ذهنی نه‌تنها ممکن، بلکه لازمه فهم دقیق مراتب ادراک است.

تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی

4
  • در هر دو قضیّه ـ فرق نمى‌کند ـ آن صورت ذهنى جنبۀ حکایت از خارج دارد حالا یا خارجى موجود است یا خارجى موجود نیست؛ اگر خارجی موجود باشد آن صورت ذهنیّه صادق است و اگر خارجی موجود نباشد آن صورت ذهنیّه کاذب است. پس این الآن جنبۀ آلى دارد یعنى آن صورت ذهنیه بیانگر یک امر واقع است، چه آن واقع باشد یا نباشد.

  • ولى ما این را در وجود ذهنى نمى‌گوییم بلکه وجود ذهنى را به این معنا مى‌گیریم؛ از این حیث که در نفس قرار دارد و بنابر فرمایش مرحوم آخوند از حیث اینکه الآن در ذهن موجود است و از حیث اینکه نفس او را خلق کرده است. بله، جنبۀ مرآتیّت و حکایتى هم دارد، ولى به‌لحاظ آن جنبۀ حکایى دیگر وجود ذهنى نیست. به‌لحاظ خودش، خودش هم براى خودش کسى است حالا چه حکایت از خارج بکند و درست باشد یا حکایت نکند؛ تخیّلاتى که افراد مى‌کنند و تصوّراتى که هر کسى مى‌کند یک امرٌ وُجودىٌّ فِى الذِّهن است. ما وقتی به آن جنبۀ استقلالى نگاه مى‌کنیم در اینجا به این، وجود ذهنى مى‌گوییم. آن وقت این قضیّه و مسئله در مطالبى که بعداً راجع به بیان کیفیّت وجود ذهنى و اختلاف آراء است به درد مى‌خورد.

  • یکی بودن مسئله در وجود ذهنی با قضیّۀ خارجی

  • مطلبى که به‌نظر مى‌رسد این است که این قضیّه مانند نفسِ قضیّۀ خارجى است و تفاوتى از این نقطۀنظر ندارد؛ ببینید تمام اشیایى که در خارج محقّق هستند یک جنبۀ استقلالى و موضوعى دارند و یک جنبۀ آلى، رابطى و تعلّقی دارند. جنبه استقلالى همین چیزی است که ما داریم مى‌بینیم؛ زید، عمرو، بکر، خالد، شیشه، مسجّله، فرش، کتاب و تمام مسائلى که به‌لحاظ وجود خارجى و نفس تشخّص خارجی، متمایز از هم هستند. یک لحاظ تعلّقى و وجود رابطى هم دارند که همان وجود اصلى آنها است، و وجود تأصّلى یعنى وجود استقلالی آنها بدون آن جنبۀ رابطى و جنبۀ تعلّقى، عدم خواهد بود و آن، نفس ربط است یعنى اگر آن ربط را از این زید بگیرند دیگر براى این زید چیزى باقى نمى‌ماند.