اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی

بررسی تطبیقی نسبت میان مرآتیت و تشخص در ادراکات ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان دو نوع نگاه به وجود ذهنی می‌پردازند. بحث با طرح دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند درباره دوگانگی لحاظ آلی و استقلالی در ادراکات آغاز می‌شود. استاد با نقد این دیدگاه و بهره‌گیری از مثال‌های عرفی و فلسفی، استدلال می‌کنند که میان این دو لحاظ منافاتی وجود ندارد. ایشان با تفکیک میان معنای حرفی که در آن لحاظ استقلالی ممتنع است و وجود ذهنی که می‌تواند هم‌زمان دارای تشخص و جنبه حکایت‌گری باشد، به تبیین این حقیقت می‌پردازند که چگونه یک صورت ذهنی در عین جزئی بودن، می‌تواند مرآت و حکایت‌گر از خارج باشد. در نهایت، این بحث با تأکید بر لزوم تشخیص اعتباریات از واقعیات و عبرت گرفتن از سرنوشت بزرگان علم، به این نتیجه می‌رسد که جمع میان این دو لحاظ در وجود ذهنی نه‌تنها ممکن، بلکه لازمه فهم دقیق مراتب ادراک است.

تحلیل امکان جمع لحاظ آلی و استقلالی در وجود ذهنی

2
  • به‌نظر بنده رسید که این دو منافاتى با یکدیگر ندارند، یعنى قضیّۀ اینجا مثل مسئلۀ آلى بودنی که ما آن را در معناى حرفى ملاحظه مى‌کنیم نیست، که در آنجا به‌لحاظ دیگر معناى استقلالى بودن را به «مِن» و باقی حروف مى‌دهیم. که در صورت دوّم به‌طورکلّى معناى آلى استفاده نمى‌شود و محال است؛ مثلاً اگر شما «مِن» را مبتدا قرار بدهید و بخواهید از آن خبر بدهید مستحیل است که دیگر معناى آلى بودن در او ملاحظه بشود.

  • درست مانند آینه که یک وقت شما به‌لحاظ مرآتیّت در آینه نگاه مى‌کنید دراین‌صورت به نفس خود آینه توجّه ندارید بلکه به‌جهت مرآتیّت آن نظر دارید، لذا در موقع احرام نظرکردن به آینه به‌لحاظ مرآتیّت و آلیّت حرام است و کفّاره دارد. ولی یک وقتى شما به آینه به‌لحاظ استقلالى نگاه مى‌کنید؛ مثلاً مى‌خواهید ببینید این آینه موج دارد یا ندارد، یا مى‌خواهید ببینید این آینه مدوّر است یا مستطیل است، یا مى‌خواهید ببینید جنس این آینه از شیشه است یا طلق و پلاستیک است؟ در اینجا به خود آینه به‌جهت استقلالى نگاه مى‌کنید و در این صورت نظر آلى به مرآت ندارید. دراین‌صورت نظرکردن به آینه ولو در موقع احرام اشکالى ندارد؛ زیرا آنچه که در موقع احرام حرام است توجّه آلى به مرآت است نه توجّه استقلالى! رائی در توجّه استقلالى خود را در مرآت نمى‌بیند بلکه نظر او به نفسِ مرآت است بدون مرئى.

  • همین مسئله در مورد معانى حرفى و معانى استقلالى هم هست؛ وقتى مى‌گوییم که سِرتُ مِن البَصرةِ إلى الکوفة؛ معنا، معناى آلى است نه معناى استقلالى. معناى ابتدائیّت بین سِرتُ و بصره منطوى و مخفى است. آن ابتدائیّت از بصره شروع مى‌شود امّا شما تصریح به ابتدائیّت نمى‌کنید و نمى‌گویید: سِرتُ ابتداءَ البصرة، بلکه می‌گویید: سِرتُ مِن البصرة؛ «از» یعنى ابتداء، یعنى در میان سِرتٌ و البصره یک رابطه‌اى وجود دارد که از آن، تعبیر به ابتدائیّت مى‌کنیم، این رابطه را به‌وسیلۀ «مِن» بیان مى‌کنیم نه به‌وسیلۀ فى یا إلى یا عَن. «مِن» در اینجا حاکى از این رابطۀ بین سِرتُ و بصره است؛ این جنبه، جنبۀ آلى است.