اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل جایگاه حکایت و استقلال در قضایای ذهنی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالش‌هایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورت‌های ذهنی می‌پردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین می‌شود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایت‌گری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.

براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

2
  • بنابراین ما در ذهن وجودى نداریم چون وجود، آن چیزى است که تشخّصش موجب فعلیّت او خواهد شد و تعیّنش موجب تشخّص او خواهد شد. شما در اینجا وجود را فرضى تصوّر مى‌کنید پس وجود فرضى دیگر وجود فعلى نخواهد بود. و از آنجایى که در بحث تشخّص وجود، ثابت است که در هر کجا تشخّص باشد در آنجا وجود است یعنى هر کجا فعلیّت باشد در آنجا وجود است و در هر کجا وجود است در آنجا فعلیّت و تشخّص است، و این دو در خارج ملازمان هستند؛ بنابراین آنچه که در ذهن پیدا مى‌شود وجود نیست زیرا موضوع او فعلیّت ندارد، این اشکال اوّلى است که در اینجا شده است.

  • اشکال دوّم بر طریقه دوّم از دلایل اثبات وجود ذهنی

  • اشکال دوّمى که در اینجا شده است این است که اگر این مسئله صحیح باشد که وجود موضوع در ذهن، وجود فعلى باشد و حکم روی همۀ افراد چه مقدّره و چه غیرمقدّره یعنی موجوده رفته باشد، لازمه‌اش این است که به‌مقدار موضوعات آن طبیعت خارجیّه به‌نحو لایَتَناهىٰ در ذهن، وجودِ موضوع داشته باشیم؛ زیرا من‌باب‌مثال کُلُّ مُثَلَّثٍ فَإنَّ زَوایاهُ الثَّلاثَ مُساویَةٌ لِقائِمَتَینِ، یک قضیّه طبیعیّه است که یک‌سرى افراد خارجى دارد که منظور مثلّث‌هایى هستند که فعلاً موجود هستند و اینها متناهى هستند، و یک‌سرى موضوعات و مصادیق غیرمتناهى دارد یعنی هر مثلّثى را که فرض بکنید به‌این‌نحو خواهد بود.

  • بنابراین درصورتى‌که وجود ذهنى اقتضاء وجودِ موضوع را بکند باید شما بتوانید به‌مقدار موضوعات این قضیّه طبیعیّه در ذهنتان وجودِ موضوع را به‌صورت لایتناهى فرض بکنید، درحالتى‌که این واضح البطلان است؛ چون هیچ‌وقت ذهن در تصوّر یک قضیّه طبیعیّه، موضوعات غیرمتناهى را فرض نمی‌کند بلکه فقط یک موضوع را فرض مى‌کند. من‌باب‌مثال در اینجا آن موضوع، شکل مثّلث است، شکل مثلّثى که زوایاى آن مساوى با قائمتَین هستند که دیگر افرادى براى او نمى‌شود تصّور کرد. و این دلیل بر این است که ما وجود ذهنى نداریم چون وجود ذهنى اقتضاء وجودِ تعیّنى موضوعات را خواهد کرد. من دیگر به «اِن قیل» در اشکال دوّم نمى‌پردازم، به‌خاطر اینکه جواب‌هایى که مى‌دهند مشخّص است، فقط طرحِ قضیّه است.