اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

تحلیل جایگاه حکایت و استقلال در قضایای ذهنی

14٬110
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالش‌هایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورت‌های ذهنی می‌پردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین می‌شود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایت‌گری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.

براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالش‌هایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورت‌های ذهنی می‌پردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین می‌شود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایت‌گری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن

8
  • و اگر بنابر مسلک تحقیق بگوییم: مسئله در قضیّه محصوره به‌نحو دیگری است؛ یعنی اگر گفتیم محکومٌ علیه در محصوره، عنوان است نه افراد، بحث دیگر روى عنوان مى‌رود. ولی فرق آن با قضیّۀ طبیعیّه در این است که حکم در محصوره به یک نحوى است که به افراد تسرّى مى‌کند ولى در طبیعیّه به همان موضوع و طبیعت حکم برمى‌گردد، و دراین‌صورت اشکال حل می‌شود.

  • (حالا اینکه آن عنوان، افراد خارجى دارد یک مطلب دیگرى است ولى بحث یک مرتبه و مستقیم روى ذوات نمى‌رود؛ وقتى که مى‌گوییم: کُلُّ انسانٍ ماشِى، معنایش این نیست که هر فردى که الآن در خارج است من‌باب‌مثال آنهایى که در قارّه آسیا هستند یا در قارّه آفریقا هستند ماشی هستند، بلکه حکم روى انسان بما هو انسان می‌رود یعنی انسان بما هو انسان، ماشى است.

  • حالا مثلاً الآن زمین چهار میلیون نفر جمعیّت دارد، چهار میلیون ماشى هستند، ممکن است فردا ان‌شاءالله سه میلیون حذف بشوند، دوتا این‌طرف و آن‌طرف به سر همدیگر بزنند ـ گفته‌اند که قبل از ظهور امام زمان ارواحنا فداه دو سوّم مردم از بین مى‌روند ـ دراین‌صورت یک میلیون، ماشى مى‌شوند.1

  • پس حکم در قضیّه محصوره روى عنوان مى‌رود، حالا این عنوان به هر مقدار که افراد خارجى داشته باشد، به همان مقدار مصداق دارد، نه اینکه حکم روى مصادیق مى‌رود بلکه حکم روى عنوان است و افراد مقدّره را هم شامل مى‌شود.

  • لکن فرق بین محصوره و طبیعیّه در این است که حکم در محصوره به یک نحوى است که به افراد تسرّى مى‌کند ولى حکم در طبیعیّه به همان موضوع و طبیعت برمى‌گردد، پس هر فردی که در خارج باشد طبعاً این حکم شامل او خواهد شد. ولى حکم در هر دو مورد به عنوان برمى‌گردد و مستقیماً ناظر به افراد خارجى نیست.)

  • ولی بنابر این نظر باید اکتفا بکنیم بر عقدهایی که موضوعاتشان اصلاً وجود عینی ندارند، و إلاّ کسى مى‌تواند بگوید که طبایع به وجود افراد، موجود هستند پس اگر براى یک موضوع، فرد عینى باشد، عنوان به وجود همین فرد عینى وجود پیدا مى‌کند و وجود دیگرى ندارد، بنابراین حکم بر آن موضوع به اعتبار همین فردى است که در خارج است نه اینکه حکم به‌خاطر عنوانش باشد.»

    1. . مى‌گویند در زمان ظهور حضرت ارواحنا فداه ارزاق زیاد مى‌شود، بله! وقتى سه میلیون بروند معلوم است که ارزاق زیاد مى‌شود. این مسئله دیگر احتیاجى به معجزه هم ندارد، حالا بگذریم که حضرت معجزه هم مى‌کنند، ولى خود اینها زدند و همدیگر را درب و داغان کرده‌اند، دراین‌صورت رزق زیاد مى‌شود.البتّه در آن زمان وقتى مردم مى‌بینند که رزق فراوان است، به دست و پا مى‌افتند و با وجود کثرتِ نعمات، زاد و ولد هم زیاد مى‌شود. حالا اگر افراد در آن زمان پیر شدند چه کار کنیم؟! مى‌گوید:
      ز سر گیرد این جان عروج منازل***ز نو گیرد این تن مزاج جوانى
      ما هم امیدوار هستیم! مرحوم آقاى حلبى در مسجد قائم (طهران) منبر مى‌رفت گاهى این شعرها را مى‌خواند، بعد مى‌گفت: پیرمردها دعا کنند امام زمان بیاید. *** . دیوان شمس، غزل شماره 3119.
/