
براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
تحلیل جایگاه حکایت و استقلال در قضایای ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالشهایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورتهای ذهنی میپردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین میشود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان میدهد که چگونه میتوان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایتگری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.
براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد براهین اثبات وجود ذهنی میپردازند. محور اصلی بحث، تبیین چگونگی حمل محمولات خارجی بر موضوعات در قضایای ذهنی است. ایشان با طرح سه اشکال اساسی بر طریقه دوم اثبات وجود ذهنی، به بررسی چالشهایی نظیر فعلیت موضوع، تعدد افراد غیرمتناهی و تداخل احکام خارجی با صورتهای ذهنی میپردازند. در ادامه، با ارائه پاسخ جامع مرحوم آخوند، تفاوت میان نگاه آلی (حکایتی) و نگاه استقلالی به مفاهیم ذهنی تبیین میشود. این جلسه با تفکیک دقیق میان معنای حرفی و اسمی در قضایا، نشان میدهد که چگونه میتوان از محذورات منطقی در باب وجود ذهنی عبور کرد و جایگاه حکایتگری ذهن از خارج را بدون خلط با وجود عینی، به درستی ترسیم نمود.
براهین اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اشکالات آن
13مثل آنجا که خدا فرمود: ﴿وَمَا تِلۡكَ بِيَمِينِكَ يَٰمُوسَىٰ قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مََٔارِبُ أُخۡرَىٰ﴾؛1 حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام شروع کرد به حرفزدن، از این باب که الآن که خدا او را خطاب قرار داده است، مىخواست بیشتر با خدا حرف بزند؛ این عصای من است که با آن راه مىروم با آن چوب مىزنم. یعنی کارى نداشت به اینکه مفهوم کلامش در اینجا چیست بلکه میخواست با خدا بیشتر حرف بزند. حالا ما داریم از قول حضرت موسى علی نبیّنا و آله و علیه السّلام جسارت مىکنیم و اینها را میگوییم! مثل اینکه حالا طرف را گیر آورده است و خیلى دوستش دارد میگوید که فلان قضیّه را برای من نقل بکن، بهخاطر اینکه این نرود مىگوید که بگو فلان چیز چه شده است، یا آن قضیّه چطور اتّفاق افتاده است؟ حالا آن هم مىنشیند و حرف میزند.
یک شخصی مىگفت که من با یکی به مسافرت رفتم که خیلى حرف مىزد. مىگفت که شب در مسافرخانه بودیم دیدم که این شروع به حرفزدن کرد و من هم خوابم مىآمد. گفتم که مادرتان چهطوری مُرد؟ گفت این شروع کرد از اوّل خلقتِ آدم نقلکردن تا اینکه برسد به مادرش، که مادرش چهطورى مرده است؛ خدا زمینى و آسمانى را را خلق کرده بود، تا بالأخره آدم و حّوایى آمدند. مىگفت وقتی مىخواست یک قضیّهاى را بگوید همینطور حرف میزد، مىگفت که ما خوابمان برد و او همینطور تعریف میکرد. یکدفعه بیدار شدم دیدم که آخرهایش است که دارد مادرش را در قبر مىگذارد، بالأخره در قبر گذاشت و بعد گفت که فلانى مادر شما چطورى مرد؟ گفتم: تب کرد و مُرد، بعد لحاف را کشیدم روی سرم.
حالا یک وقتى منظور طرف این است که فقط حرف بزند حالا به اینکه چه مىگوید کارى ندارد، فقط مىخواهد حرف بزند و صدای دلنوازش را بشنود ولی یک وقتى نه، ما مىخواهیم ببینیم چه مىگوید. پس ما به صوتى که از طرف بیرون میآید دو جور مىتوانیم نظر بکنیم؛ از جنبۀ آلى و جنبۀ استقلالى.
- . سوره طه (20) آیه 17 و 18.
ترجمه: «ای موسی، در دست راست تو چیست؟ گفت: این عصای من است؛ بر آن تکیه میکنم، با آن برای گوسفندانم برگ میریزم، و مرا با آن نیازها و کارهای دیگری است.» (محقّق)
- . سوره طه (20) آیه 17 و 18.
