
اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اعتراضات
تحلیل جایگاه ذهن در تصور معدومات و قضایای کلی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «وجود ذهنی» و چالشهای پیرامون آن میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به اعتراضاتی است که بر دلایل اثبات وجود ذهنی وارد شده است؛ بهویژه این پرسش که چگونه میتوان به «معدوم» علم پیدا کرد، در حالی که علم، صورتِ حاصل از شیء است و معدوم، فاقد ذات و صورت خارجی است. استاد با تبیین دو طریقِ پاسخگویی به این اعتراض، دیدگاههای مختلف از جمله رأی محققین و قائلین به اشباح را بررسی کرده و در نهایت، نارساییهای این پاسخها را در مواجهه با مفاهیمی همچون «معدوم مطلق» یا «امتناع نقیضین» تحلیل میکنند. در ادامه، ایشان با بهرهگیری از مبانی اصالت وجود، به تبیین دقیقتر نحوه حکایت ذهن از واقعیت و جایگاه وجود رابطی مخلوقات میپردازند تا روشن شود که چگونه ذهن میتواند بر اموری که مابإزاء خارجی ندارند، احکام ثبوتی جاری کند.
اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اعتراضات
5ما در درس مرحوم علاّمه طباطبایى رضوان الله علیه در بحثِ وجود اشکالاتى مىکردیم و علاّمه هم جواب مىدادند. بعد به یکجا مىرسیدیم که علاّمه دیگر نمىتوانستند حرف بزنند، نه اینکه نمىتوانستند جواب بدهند بلکه در قبال این جمع نمىتوانستند جواب را بگویند. مىفرمودند: یک روز در درس من گفتم که آقا آخر این چهلچراغ ـ لابد در مدرسۀ حجّت بوده است ـ که الآن اصل وجودش متکّى به این قلاّب سقف است اگر آن قلّاب را بیندازند این چهلچراغ هم زمین مىخورد، چطور ممکن است بگوییم که این چهلچراغ متّکى به پروردگار است امّا این حرکتى که مىکند مثلاً باد آن را این طرف و آن طرف مىبرد از خودش است، پس این حرکت هم متکّى به آن قلاّب است! مرحوم علاّمه طباطبایی دیگر هیچ حرفى نزده بودند ولی وقتى از درس بیرون آمده بودند فرموده بودند که آقا سید محمّدحسین این سؤالات را بعد از درس بکن، اینها را در درس نمیشود جواب داد! بعد مىگفتند که ما با ایشان تا درب منزلشان مىرفتیم و ایشان جواب مىدادند، آن موقع پیش ایشان منظومه مىخواندند. لذا ایشان مىگفتند که ما دیگر سر درس اشکال نمىکردیم و وقتى که درس تمام مىشد تازه اشکالات ما شروع مىشد، که با ایشان تا درب منزل مىرفتیم.
ما همه عدمها هستیم هستیها نما! بله، اینکه میگویند ما که هستیم و چه هستیم و فلان هستیم! یک روز همۀ این فیس و افادهها مىافتد! اگر ما با زبان خوش خودمان را همرنگ عالَم هستى کردیم فبها و الاّ اگر خودمان را همرنگ نکردیم با زبان غیر خوش خیلى عالى حالی مىکنند که هیچ نمىصرفد! خلاصه ما باید همینجا کارى از پیش ببریم و الاّ اینها چیزهایى هستند که هیچ پزشکی به انسان تجویز نمىکند. بله، اگر بخواهند آنطور حالى بکنند ما که هیچ خوشمان نمىآید شما را نمىدانم!
طریقۀ دوّم جواب از اعتراض بر طریقۀ اولىٰ از دلایل اثبات وجود ذهنی
