اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اعتراضات

تحلیل جایگاه ذهن در تصور معدومات و قضایای کلی

14٬135
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «وجود ذهنی» و چالش‌های پیرامون آن می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به اعتراضاتی است که بر دلایل اثبات وجود ذهنی وارد شده است؛ به‌ویژه این پرسش که چگونه می‌توان به «معدوم» علم پیدا کرد، در حالی که علم، صورتِ حاصل از شیء است و معدوم، فاقد ذات و صورت خارجی است. استاد با تبیین دو طریقِ پاسخ‌گویی به این اعتراض، دیدگاه‌های مختلف از جمله رأی محققین و قائلین به اشباح را بررسی کرده و در نهایت، نارسایی‌های این پاسخ‌ها را در مواجهه با مفاهیمی همچون «معدوم مطلق» یا «امتناع نقیضین» تحلیل می‌کنند. در ادامه، ایشان با بهره‌گیری از مبانی اصالت وجود، به تبیین دقیق‌تر نحوه حکایت ذهن از واقعیت و جایگاه وجود رابطی مخلوقات می‌پردازند تا روشن شود که چگونه ذهن می‌تواند بر اموری که مابإزاء خارجی ندارند، احکام ثبوتی جاری کند.

اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اعتراضات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث بنیادین فلسفی یعنی «وجود ذهنی» و چالش‌های پیرامون آن می‌پردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به اعتراضاتی است که بر دلایل اثبات وجود ذهنی وارد شده است؛ به‌ویژه این پرسش که چگونه می‌توان به «معدوم» علم پیدا کرد، در حالی که علم، صورتِ حاصل از شیء است و معدوم، فاقد ذات و صورت خارجی است. استاد با تبیین دو طریقِ پاسخ‌گویی به این اعتراض، دیدگاه‌های مختلف از جمله رأی محققین و قائلین به اشباح را بررسی کرده و در نهایت، نارسایی‌های این پاسخ‌ها را در مواجهه با مفاهیمی همچون «معدوم مطلق» یا «امتناع نقیضین» تحلیل می‌کنند. در ادامه، ایشان با بهره‌گیری از مبانی اصالت وجود، به تبیین دقیق‌تر نحوه حکایت ذهن از واقعیت و جایگاه وجود رابطی مخلوقات می‌پردازند تا روشن شود که چگونه ذهن می‌تواند بر اموری که مابإزاء خارجی ندارند، احکام ثبوتی جاری کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اثبات وجود ذهنی و پاسخ به اعتراضات

10
  • بله، این‌طور گفته‌اند ولی این کافى برای مقصود نیست؛ چون کسی می‌تواند در اینجا اشکال کند و بگوید که این جواب در آن معدوماتى درست است که غیر از اینکه معدوم هستند براى آنها حقایقى است و می‌شود در خارج باشند. (امّا شما چگونه برای معدوم مطلق که اصلاً وجود خارجی ندارد صورت تصوّر مى‌کنید؟!) امّا وقتی ما معدوم مطلق بما هو معدوم مطلق را تصوّر می‌کنیم، دراین‌صورت از این قول شما که مى‌گویید: مراد به صورت ذهنى حقیقتِ معلوم از حیث وجود ذهنی و ظهور ضلّی آن است، تناقض لازم می‌آید؛ چون معدوم بما هو معدوم اصلاً وجود خارجى ندارد (تا اینکه این مطابق با آن باشد و چون وجود خارجى ندارد پس دیگر ظهور ظلّى ندارد. پس اثبات ظهور ضلّى از یک طرف و عدم وجود خارجى از طرف دیگر می‌شود متناقضین.)

  • و خفى از نقطۀنظر خفاء خودش اصلاً ظهور ندارد، (شبح و هیچ چیز دیگری هم ندارد!) این در حقیقت به اشکال مجهول مطلق برمى‌گردد که قبلاً عرض شد و به زودی ان‌شاءالله آنچه که برای دفع آن، تو را نفع می‌رساند خواهد آمد.»

  • متن آخوند در طریقۀ دوّم جواب از اعتراض بر دلیل اوّل وجود ذهنی

  • الطریقةُ الثانیَة

  • إنّا نَحکُمُ على أشیاءٍ لا وُجودَ لَها فی الخارِجِ أصلاً بِأحکامٍ ثُبوتیَّةٍ صادِقَةٍ و کذا نَحکُمُ على ما لَهُ وُجودٌ و لکن لا نَقتَصِرُ فی الحُکمِ على ما وُجِدَ مِنهُ بل نَحکُمُ حُکمًا شامِلاً لِجَمیعِ أفرادِهِ المُحَقِّقَةِ و المُقَدِّرَةِ مِثلُ قَولِنا: کُلُّ عَنقاءٍ طائِرٌ و کُلُّ مُثَلَّثٍ فَإنَّ زَوایاهُ الثَّلاثَ مُساویَةٌ لِقائِمَتَینِ. و صِدقُ الحُکمِ الإیجابیِّ یَستَلزِمُ وُجودَ موضوعِهِ کما تَصدُقُ بِهِ الغَریزَةُ الإنسانیَّةُ و إذ لا یَکفی فی هذا الحُکمِ الوُجودُ العینیُّ لِلموضوعِ عَلِمنا أنَّ لَهُ وُجودًا آخَرَ هوَ الوُجودُ الذِّهنیِّ، هذا ما قَرَّروهُ؛1

  • «راه دوّم: ما بر اشیائى که وجود خارجی ندارند حکم مى‌کنیم (محمول قرار مى‌دهیم) به احکام ثبوتى که درست هم هست و همچنین حکم مى‌کنیم بر آن چیزی که وجود دارد، ولکن اقتصار نمى‌کنیم بر آن مقدارى که از آن هست و یافت می‌شود. (مثلاً مى‌گوییم هر مثلّثى این‌طور است؛ چه مثلّث‌هایى که الآن در این اتاق مى‌بینیم و چه مثلّث‌هایى که وجود خارجى ندارند، یعنى احکامى که روی قضایاى طبیعیّه رفته است.) بلکه حکم مى‌کنیم به حکمی که شامل است براى همه افرادى که هستند و نیستند، مثل قول ما که می‌گوییم: هر عنقایی پرنده است و هر مثلّثی زوایای سه‌گانه‌اش مساوى با دو زاویه قائمه است. (عنقاء را گفتند به‌خاطر اینکه اصلاً وجود خارجى ندارد و مثلّث را گفتند چون بعضی از موارد آن، وجود خارجى دارد و خیلى از مواردش هم در خارج نیست.) و این متّفق‌علیه است که صدقِ حکم ایجایى مستلزم وجود موضوعش است یعنی باید موضوعش موجود باشد کما اینکه غریزۀ انسانی این را تصدیق می‌کند. از آنجایی که در این حکم، وجودِ عینى برای موضوع کافى نیست (چون ما حکم بر مقدّر هم کرده‌ایم) متوجّه مى‌شویم که باید وجود دیگرى داشته باشد که عبارت از وجود ذهنى است. این آن چیزی است که تقریر کرده‌اند.»

    1. . همان، ص 270.
/ 260