اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

تحلیل براهین فلسفی بر امکان علم به امور غیرموجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی نخستین طریق از براهین اثبات وجود ذهنی می‌پردازند. محور اصلی بحث، تحلیل این پرسش است که چگونه ذهن انسان می‌تواند به اموری که در خارج وجود ندارند یا حتی ممتنع هستند، علم پیدا کند. ایشان با تبیین این نکته که علم به معدوم مطلق ممتنع است، نتیجه می‌گیرند که برای تحقق این علم، باید صورتی از آن در ذهن موجود باشد که متمایز از سایر معدومات است. در ادامه، ضمن بررسی جایگاه علم اجمالی و تفصیلی در علم الهی، به تبیین ماهیت اعتباری زمان و نسبت آن با استمرار وجود مادی پرداخته می‌شود. این بحث با نقد دیدگاه‌های مادی درباره تجزیه‌پذیری ماده و تبیین دیدگاه فلسفی در باب جوهر فرد و تقسیم‌پذیری نامتناهی ماده به پایان می‌رسد تا زمینه‌ای برای درک دقیق‌تر نحوه حضور صور علمی در ذهن فراهم آید.

اثبات وجود ذهنی از طریق تصور معدوم

1
  • درس سیصد و بیست و پنجم

  • تقریرات مختلف از براهین وجود ذهنی (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم‌

  • طریقۀ اولیٰ برای اثبات وجود ذهنی

  • الطَریقَةُ الأولىٰ إنّا قَد نَتَصَوَّرُ المَعدومَ الخارِجِىَّ بَل المُمتَنِع؛1

  • مرحوم آخوند شروع کردند به صحبت‌کردن در تقریرات مختلفى که راجع به براهین بر وجود ذهنى آورده شده است. راه‌هاى مختلفى براى اثبات وجود ذهنى اقامه شده است؛ راه اوّل همان بحثى است که قبلاً هم دربارۀ آن صحبت شده بود، در بحث معدومِ مطلق و کیفیّت تصوّر معدوم مطلق و حمل آن به حمل اوّلى یا به حمل شایع و مصداقى اشاره به این نکته شده بود، که ایشان آن را در اینجا ذکر مى‌کنند. مى‌فرمایند که طریقۀ أولىٰ براى اثبات وجود ذهنى عبارت است از تصوّر معدوم؛ چه معدوم و عدم مضاف یا معدوم و عدم مطلق. شکّى نیست که اگر ماهیّات وجود خارجى داشته باشند یمکن لقائلٍ ان یقول که همان شَبَح و مثالى از آن وجود خارجى یا یک نحوه تعلّق، ارتباط و اضافۀ بین نفس و وجود خارجى عبارت از صُوَر ذهنیّۀ ما است امّا انکار مسئلۀ وجود ذهنى به‌حال خودش باقی است.

  • ولى در اینجا صحبت راجع به معدوم است؛ یعنی شیئی که معدوم است چگونه ممکن است که صورت ذهنى داشته باشد؟ مثلاً شما عدم زید را تصوّر مى‌کنید درحالی‌که زیدى در اینجا نیست یا اصلاً هنوز به‌دنیا نیامده است. لازمۀ تصوّر عدمِ زید، عدم عمرو، عدم شجر، عدم تلبّس، عدم ارض و حکم بر آنها این است که یک صورتى داشته باشند، درحالی‌که اگر ما علم و تصوّر را از مقولۀ اضافه بدانیم اینها در اینجا مابإزاء ندارند تا اینکه بخواهد اضافه‌اى بین انسان و آن شىء خارجى برقرار بشود و یا بنابر نظر قائلین به اشباح و امثال، شَبَح و مثالى از آن خارج در ذهن بیاید، چون اصلاً خارجى نیست تا بخواهد شبحِ آن در ذهن بیاید، پس ذهن در اینجا تصوّر چه چیزی را مى‌کند؟

    1. الحکمة المتعالیة، ج ‌1، ص 268.