
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
بررسی دیدگاه محیالدین در پرتو نظام قضا و قدر الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محیالدین ابنعربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق میپردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز میشود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونههای تاریخی و روایی تشریح میگردد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق میشود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال میکند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی میماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیقتر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل میپردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف میکند.
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
9بنابراین آنچه را که ما الآن از افراد مشاهده مىکنیم همین مسئله است یعنی گرچه این مشاهدۀ آنها همان نفس شخص است که دارد به من نگاه مىکند و چشمها هم متوجّه من است تا این صحبتها را بشنود، ولى من همین الآن مىتوانم بین این نگاههایى که از چشم فیزیکى و مادّى مىآید با آن اصل و حقیقى که از اینجا بروز و ظهور پیدا مىکند امتیاز و تفارق قائل بشوم؛ بهجهت اینکه من همین نگاه که الآن این بدن دارد به من مىاندازد را در خواب بدون این بدن دارم از آن شخص مىبینیم، مثلاً درخواب مىبینم که فلانی درخواب دارد با ما بحث مىکند و مىگوید این حرفها چه هستند که مىزنى و سر ما را کلاه میگذاری؟! این حرفها به این دلیل و این دلیل مردود است! مىگویم که شما آن موقع که در مجلس بودید مىخواستید اشکالهایتان را مطرح مىکردید تا دیگران هم متوجّه مىشدند! مىگوید که آبرویت را نگه داشتم ولی حالا در خواب به سراغت آمدم، خیال نکن حرفهاى خیلی عالى هم مىزنى! علىکلّحال از خواب بلند مىشویم و مىبینیم که ایشان الآن گرفته کنار ما خوابیده است، مىگوییم پس این حرفها را چه کسى مىزد؟ ولی واقعاً این حرفها را او مىزد، نه اینکه من اینها را تصوّر بکنم. پس معلوم مىشود من همان حالى که ایشان الآن به من دارد و با آن حال دارد به من نگاه مىکند را از یک بدن دیگرى در خواب دارم مىبینم؛ اینجا است که من با حفظ وحدت در منشأ و مبدأ مىآیم امتیاز و انفکاک بین این نگاه و آن نگاه را ملاحظه مىکنم.
انزال اسماء و صفات کلیّه در تعیّن خارجى و تبدّل بودن خَلق عارف
عملى را که یک عارف انجام مىدهد یک تبدّل است، وقتی که خَلق میکند نفسِ خَلق او عبارت از مقامِ انزال اسماء و صفات کلیّه در تعیّن خارجى است. وقتى که حضرت عیسى علیهالسّلام مرده را زنده مىکند یا خَلق مىکند، اسم مُحیى را از مرتبۀ کلّى به مرتبۀ جزئى مىآورد، وقتى که خلق مىکند اسمِ خالق را از مرتبۀ کلّى به مرتبۀ جزئى مىآورد.
