
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
بررسی دیدگاه محیالدین در پرتو نظام قضا و قدر الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محیالدین ابنعربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق میپردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز میشود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونههای تاریخی و روایی تشریح میگردد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق میشود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال میکند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی میماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیقتر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل میپردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف میکند.
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
7محلّ شبهه و تأمّل بودن انعدامِ مخلوق با غفلت عارف
بناءًعلیهذا تصوّر این مسئله که اگر عارف بیاید و عملى را انجام بدهد ولى از آن غفلت بکند، این غفلت موجب انعدام آن خواهد شد براى انسان جاى شبهه و تأمّل را باقى مىگذارد؛ درست مانند اینکه شخصی یک تصوّرى را بکند، تا مادامى که نسبت به آن تصوّر تحفّظ دارد، اشراف بر حضور آن علم حضورى دارد، و در مقابل خودش وجودِ عینى نفسى دارد، ولی وقتى که از آن غفلت بکند این اشراف از آن نقطه به نقطۀ دیگرى متبدّل مىشود، نه اینکه آن صورت ذهنى در نفس منعدم بشود؛ لذا شما نیم ساعت دیگر مىتوانید برگردید و به آن تصوّرى که کردهاید مراجعه بکنید که مثلاً من نیم ساعت قبل، این تصوّر را کردهام. اگر در اینجا انعدام بود بنابراین رجوع به آن تصوّر قبلى کما هوهو در اینجا ممتنع بود. چرا شما مىتوانید به آن تصوّر مراجعه بکنید؟ چون علم حضورى پیدا کردید با آن صورت ذهنیّهاى که براى شما پیدا شده بود.
آن علم حضورى هیچگاه از بین رفتنى نیست، آن علم حضورى چون مجرّد است تا مادامى که ذات، حیات دارد در تمام ازمنه با او حیات و استمرار دارد. تمام تصوّرات ما از دوران کودکى تا الآن به علم حضورى با ما معیّت دارند، تمام کارهایى را که ما از دوران کودکى تا الآن انجام دادهایم به علم حضورى با ما معیّت دارند و الاّ شما نمىتوانید به آنها برگردید، ما نمىتوانیم برگردیم و ببینیم چه کردهایم، نمیتوانیم برگردیم و ببینیم که ما قبلاً چه تصوّرى داشتهایم، این محال است! روىاینجهت عارف وقتى فعلى را خَلق مىکند ـ قبل از اینکه وارد بحث کیفیّت جریانِ اسماء و صفات بشویم ـ این خلقت و فعل او اوّلاً در عالَم اسماء و صفات کلیّه بوده و هست و خواهد بود. بنابراین این چیزى نیست که در اختیار او باشد و بتواند آن را معدوم بکند و بهواسطۀ غفلت موجبِ انعدام آن بشود.
