
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
بررسی دیدگاه محیالدین در پرتو نظام قضا و قدر الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محیالدین ابنعربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق میپردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز میشود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونههای تاریخی و روایی تشریح میگردد. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق میشود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال میکند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی میماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیقتر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل میپردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف میکند.
کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق
5رفاقت با دوستان خدا دلیل برای ماندن اولیاء خدا در دنیا
مرحوم آقاى انصارى رضوان الله علیه مىفرمودند: اگر همین رفاقت با شما چندتا رفیق نبود، من دیگر هیچ تعلّقى به این دنیا نداشتم! و وقتى ایشان مریض بودند و گاهى رفقایشان براى ایشان نذر مىکردند و براى صحّتشان گوسفند مىکشتند، ناراحت مىشدند و مىگفتند که شما از من چه چیزی مىخواهید، این کارها براى چه انجام مىشود؟! آیا شما خیر و صلاح من را مىخواهید یا به فکر خودتان هستید؟!
یکدفعه که مرحوم آقا خیلى ناراحت شده بودند؛ یک شخصى بود که پیش ایشان رفته بود بعد از اینکه آن کسالت اوّل را پیدا کردند، و این قضیّه موقعی بود که نذر و این چیزها خیلى زیاد بود. آن شخص رفته بود پیش ایشان و بعد براى من تعریف مىکرد، مىگفت: ایشان خیلی با ناراحتى که معلوم بود مسئله، تصنّعی نیست میفرمودند که این رفقا براى چه این کارها را مىکنند، آخر از ما چه مىخواهند، براى چه این کارها را انجام مىدهند، مگر بالأخره ما نباید برویم؟! این کارها یعنى چه؟! مثل اینکه زیاد دعا شده بود و نذر و نیازى شده بود و مثلاً اجل غیرحتمى تنجّز پیدا نکرده بوده است و ایشان ناراحت بودند که چرا رفقا این کارها را میکنند، حالا شاید صحبت ایشان یک جنبه هاى دیگرى هم داشته است.
عدم اطّلاع به مسئلۀ قضاء و قدر دلیل برای تشکیک در قضاء حتمى
گاهى از اوقات ما احساس مىکنیم که حتّی بعضى از اهل فضل و اهل علم هم نسبت به مسئلۀ قضاء حتمى که در عالَم قضاء و قدر است تشکیک دارند؛ مىگویند حتّى قضاء حتمى الهى هم ممکن است که برگردد و یک مسائلى را مطرح مىکنند، یک توجّهات و عنایاتی را بیان میکنند. مثلاً مىگویند: فلان شخص براى شفاى بچّهاش به سیّدالشهداء علیهالسّلام متوسّل شده بود، بعد حضرت در خوابی یا مکاشفهاى به او مىفرمایند که مرگِ فرزند تو قضاء حتمى است و قابل برگشت نیست، تا اینکه خدا بعد از اصرار زیاد، شفاعت امام حسین علیهالسّلام را نسبت به آن فرزند مىپذیرد و قضاء حتمى را برمىگرداند. که البتّه این مسئله ناشى از عدم اطّلاع آنها به مسئلۀ قضاء و قدر است.
