اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق

بررسی دیدگاه محی‌الدین در پرتو نظام قضا و قدر الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه محی‌الدین ابن‌عربی پیرامون کیفیت «خلق عارف» و تأثیر غفلت او بر بقای مخلوق می‌پردازد. بحث با تبیین جایگاه عالم اسماء و صفات کلیه یا همان لوح محفوظ آغاز می‌شود و تفاوت قضا و قدر حتمی و غیرحتمی با استناد به نمونه‌های تاریخی و روایی تشریح می‌گردد. در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که آیا غفلت عارف از فعل خود، موجب انعدام آن مخلوق می‌شود یا خیر. استاد با تحلیل نظام علّی و معلولی و جایگاه عارف در سلسله مراتب هستی، استدلال می‌کند که فعل عارف در راستای مشیت الهی قرار دارد و همچون سایر موجودات، پس از تحقق، در حافظه هستی باقی می‌ماند. این جلسه با نقد دیدگاه انعدام و جایگزینی آن با مفهوم «تبدل صورت»، به تبیین دقیق‌تر قدرت عارف در مقام وساطت در سلسله علل می‌پردازد و شبهات پیرامون این موضوع را برطرف می‌کند.

کیفیت خلق عارف و مسئله انعدام مخلوق

3
  • مثلاً دربارۀ حضرت عیسى علی نبیّنا و آله و علیه السّلام هست که حضرت یک روز داشتند مى‌گذشتند که فرمودند: مرگ این جوان رسیده است و فردا این جوان مى‌میرد. فردا دیدند که این جوان در خیابان دارد راه مى‌رود، تعجّب کردند! به حضرت عیسى علی نبیّنا و آله و علیه السّلام گفتند که ما دیدیم این جوان زنده است! حضرت عیسى علی نبیّنا و آله و علیه السّلام فرمودند: نه! این جوان باید می‌مرد، این‌طور به من گفته شده بود. بروید از آن جوان سؤال بکنید و ببینید از دیروز تا امروز چه‌کار کرده است. از او سؤال کردند، گفت: دیشب که به منزل می‌رفتم به فقیرى در راه برخورد کردم و به او صدقه دادم و بعد وارد منزل شدم. صبح بیدار شده بودند دیده بودند یک مار سیاهى در همان اتاق حالا زیر رختخوابش بوده است یا اینکه جای دیگری بوده است پیدا کردند. حضرت فرمودند که قرار بود این مار او را از بین ببرد ولى بواسطۀ آن صدقه، اطّلاع بر این مسئله پیدا شده است.1

  • یعنى وقتى که یک مار مى‌خواهد شخصى را نیش بزند طبعاً یکى از مقدّمات آن باید جهلِ انسان باشد، چون وقتى که من بدانم مار و حَیّه در اینجا حرکت مى‌کند یا آن را از بین مى‌برم و یا فرار مى‌کنم. پس جهل یکى از عوامل این قضائى است که در خارج مى‌خواهد جامۀ عمل بپوشد امّا چون این فرد صدقه داده است با اینکه مار سر جای خودش است و از بین نرفته است بواسطۀ اطّلاعى که فرد در اینجا پیدا مى‌کند یک‌دفعه سرش را برمی‌گرداند و آن را مى‌بیند! این اطّلاع به‌خاطر آن صدقه است و وقتى اطّلاع پیدا شد مسائل مترتّب بر آن اطّلاع هم دیگر پیدا مى‌شوند تا اینکه منجر به از بین رفتن مار می‌شود یا اینکه بالأخره آن مسئلۀ موت از این قضیّه منتفى مى‌شود. حضرت فرمودند که منتفی شدن این مسئله براى آن جهت است. و این مسئله اشکالى ندارد که مثلاً یک پیغمبر خدا نسبت به آن قضاء حتمى اطّلاع نداشته باشد و از آن قضاء غیرحتمى خبر داشته باشد، چون بواسطۀ اینکه او طبعاً نسبت به عوالَمى که این قضاء دارد در آن عوالم جریان پیدا مى‌کند اشراف دارد و اشراف بالاتر ندارد.

    1. بحار الأنوار، ج 94، ص 24 و 116؛ اسرار ملکوت ج 2، ص 223.