اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی

تبیین تفاوت میان صور ذهنی و آثار وجودی در مراتب نفس

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه نفس انسانی و توانایی آن در خلق صور ذهنی می‌پردازد. بحث با بررسی شباهت نفس به مبدأ هستی در صفت خلاقیت آغاز شده و به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه نفس، صور اشیاء را بدون نیاز به واسطه در خود مشاهده می‌کند. در ادامه، تفاوت میان علم حضوری نفس به صور و وجود ذهنی تبیین می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اگرچه نفس انسانی در مراتب نزول، ضعیف است، اما می‌تواند با اتصال به عالم ملکوت و بهره‌گیری از همت، در خارج نیز تأثیرگذار باشد. در نهایت، با استناد به کلام محی‌الدین عربی، مرز میان صور ذهنیِ فاقد اثر و وجوداتِ دارای آثار خارجی ترسیم شده و این حقیقت روشن می‌شود که نفسِ متقی، با رسیدن به مقام فرقان، قادر به درک عمیق مراتب وجود و حقیقتِ اشیاء خواهد بود.

ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی

5
  • متن مرحوم آخوند در ادامه بحث مقدّمات ورود به وجود ذهنی

  • فَلِلنَّفسِ الإنسانیَّةِ فی ذاتِها عالَمٌ خاصٌّ بِها مِن الجَواهِرِ و الأعراضِ المُفارِقَةِ و المادّیَّةِ و الأفلاکِ المُتَحَرِّکَةِ و السّاکِنَةِ و العَناصِرِ و المُرَکَّباتِ و سایِرِ الحَقایِقِ، یُشاهِدُها بِنَفسِ حُصولاتِها لَها لا بِحُصولاتٍ أُخرىٰ و إلاّ یَتَسَلسَلَ، و ذلک لِأنَّ الباری تَعالىٰ خَلاّقُ الموجوداتِ المُبدَعَةِ و الکایِنَةِ، و خَلَقَ النَّفسَ الإنسانیَّةَ مِثالاٍ لِذاتِهِ و صَفاتِهِ و أفعالِهِ.

  • فَإنَّهُ تَعالىٰ مُنَزَّهٌ عَن المِثلِ لا عَنِ المِثالِ فَخَلَقَ النَّفسَ مِثالاً لَهُ ذاتًا و صَفاتًا و أفعالاً لیَکونَ مَعرِفَتُها مِرقاةً لِمَعرِفَتِهِ، فَجَعَلَ ذاتَها مُجَرَّدَةً عَن الأکوانِ و الأحیازِ و الجَهاتِ و صَیَّرَها ذاتَ قُدرَةٍ و عِلمٍ و إرادَةٍ و حَیاةٍ و سَمعٍ و بَصَرٍ و جَعَلَها ذاتَ مَملَکَةٍ شَبیهَةٍ بِمَملَکَةِ بارِئِها یَخلُقُ ما یَشاءُ و یَختارُ لِما یُریدُ إلاّ أنَّها و إن کانَت مِن سِنخِ المَلَکوتِ و عالَمِ القُدرَةِ و مَعدِنِ العَظَمَةِ و السَّطوَةِ فَهیَ ضَعیفَةُ الوُجودِ و القِوامِ؛ لِکَونِها واقِعَةٌ فی مَراتِبِ النُّزولِ، ذاتَ وَسائِطَ بَینَها و بَینَ بارِئِها و کَثرَةُ الوَسائِطِ بَینَ الشَّی‌ءِ و یَنبوعِ الوُجودِ یوجِبُ وَهنَ قوَّتِهِ و ضَعفَ وُجودِهِ.

  • فَلِهذا ما یَتَرَتَّبُ عَلَى النَّفسِ و یوجَدُ عَنها مِن الأفعالِ و الآثارِ الخاصَّةِ یَکونُ فی غایَةِ ضَعفِ الوُجودِ بَل وُجودُ ما یوجَدُ عَنها بِذاتِها مِن الصّوَرِ العَقلیَّةِ و الخیالیَّةِ أظلالٌ و أشباحٌ لِلوُجوداتِ الخارِجیَّةِ الصّادِرَةِ عَن الباری تَعالىٰ‌، و إن کانَت الماهیَّةُ مَحفوظَةً فی الوُجودَینِ فَلا یَتَرَتَّبُ عَلَیهِ الآثارُ المُرَتَّبَةُ عَلَیهِ بِحَسَبِ وُجودِها فی الخارِجِ‌؛

  • «پس براى نفس انسانى در ذات خودش یک عالَم خاصّ به آن نفس است از جواهر و اعراض مفارقه و جواهر و اعراض مادّى و افلاک متحرّک و ساکن ـ (چون در هیئت قدیم مى‌گفتند که دو فلک داریم: یک فَلَکِ متحرّک داریم، و این فَلَک متحرّک درون یک فَلَک ساکنى قرار دارد، و همین‌طور روح فلکى که ساکن است با جرم فلکى که متحرّک است تفاوت دارد.) ـ و عناصر اشیاء و مرکّبات از این عناصر و سایر حقایق، (تمام اینها در نفسِ انسان است.) و تمام اینها را نفس به‌خود حصولات این اشیاء و حقایق براى نفس مشاهده مى‌کند، نه به‌واسطۀ یک حصول و علم دیگر. (خود این حقایق براى نفس حاصل مى‌شوند و نفس احتیاج به علم دیگری ندارد تا علم دیگرى بیاید اینها را روشن بکند؛ مثل اینکه شما زید را ندیده‌اید و یک‌مرتبه زید در مقابل شما می‌آید، خود هیکل زید دارد خودش را نشان مى‌دهد و شما دیگر نیاز ندارید که زید را در اینجا بگذارید و دنبال یک چیز دیگری بگردید تا بیاید این را نشان بدهد. زید می‌گوید که من خودم با هفتاد کیلو جلوى شما ایستاده‌ام، ببین دیگر! لازم نیست که دنبال چیز دیگری بگردى!