
ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی
تبیین تفاوت میان صور ذهنی و آثار وجودی در مراتب نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه نفس انسانی و توانایی آن در خلق صور ذهنی میپردازد. بحث با بررسی شباهت نفس به مبدأ هستی در صفت خلاقیت آغاز شده و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه نفس، صور اشیاء را بدون نیاز به واسطه در خود مشاهده میکند. در ادامه، تفاوت میان علم حضوری نفس به صور و وجود ذهنی تبیین میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اگرچه نفس انسانی در مراتب نزول، ضعیف است، اما میتواند با اتصال به عالم ملکوت و بهرهگیری از همت، در خارج نیز تأثیرگذار باشد. در نهایت، با استناد به کلام محیالدین عربی، مرز میان صور ذهنیِ فاقد اثر و وجوداتِ دارای آثار خارجی ترسیم شده و این حقیقت روشن میشود که نفسِ متقی، با رسیدن به مقام فرقان، قادر به درک عمیق مراتب وجود و حقیقتِ اشیاء خواهد بود.
ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی
4تأمّل در کلام مرحوم آخوند راجع به ضعیفبودن خَلقِ نفس
البتّه راجع به آنچه که مرحوم آخوند فرمودند، مىتوانیم یکقدرى در اینجا تأمّل داشته باشیم؛ اینکه ایشان مىفرمایند که نفس، خلق مىکند امّا خلق او چون جداى از خلق پروردگار است پس ضعیف است، مىتوانیم بگوییم که اصلاً بنابر قاعدۀ وحدت افعالى و صفاتى یک خَلق بیشتر نیست که آن خَلق به امر و به ید قدرت پروردگار است، حالا یا آن خَلق در خارج بدون واسطۀ نفس انجام مىگیرد یا با واسطۀ نفس است. یعنى درواقع یک امر در خارج انجام میگیرد که عبارت از خَلقِ پروردگار است، نه اینکه دو خَلق است و چون آن خَلق بدون واسطه است پس عینِ خارجى آن قوى است و چون این خَلق بهواسطۀ نفس است پس عینِ خارجی آن که همان صورت علمیّه است ضعیف و بیخاصیّت است پس فقط یک خَلق است.
و همانطور که مراتب وجود در عینِ خارجى بهواسطۀ وحدت افعالى تفاوت پیدا مىکنند همینطور در نفس هم مراتب وجودِ نفسى به همان دلیل وحدت افعالى تفاوت پیدا خواهند کرد. همانطورى که براى یک شخصِ ضعیف به ارادۀ پروردگار خَلقِ ضعیف انجام مىگیرد، براى عارف هم که آن خَلق عظیم و خَلقى که داراى تعیّن خارجى است تحقّق پیدا مىکند باز به ارادۀ پروردگار است.
و این مسئله که اگر یک شخص عارف غفلت بکند آن شیء معدوم مىشود و امثالذلک که در کلام محىالدین بود هم محلّ تأمّل است که فعلاً جاى بحثش نیست، انشاءالله بعداً راجع به این قضیّه و این مطلب که در فصوص آمده است بحث مىکنیم که آیا چیزى که تحقّق پیدا بکند جدای از مَجرا و مشیّتِ عالَم وجود است و این فقط انتساب به عارف دارد یا همینکه عارف این امر را انجام مىدهد دیگر در پروندۀ وجود مىرود و این عارف نسبت به آن کارى ندارد و خود عارف هم جزء وسائط و وسایل عالَم خَلق و وجود است؟ اینها مطالبى است که انشاءالله در جاى خودش خواهند آمد و نیاز به بحثِ جلد هشتم شرح اسفار، بحث نفس دارند و در آنجا این مطلب را انشاءالله مورد بحث قرار خواهیم داد، در مبحث نفس وقتى که خصوصیّات و کیفیّت مراتب نفس را بحث کردیم. مرحوم آخوند هم در آنجا مطالبى را نقل مىکنند و در آنجا به این مسئله مىپردازیم که آیا انعدام بعدَ الوجود براى مخلوقِ ولیّ خدا و مرید و عارف، معنا دارد یا معنا ندارد و اگر انعدام هست کیفیت آن به چه صورتی است؟ علىکلّحال مرحوم آخوند در اینجا خصوصیّات علم حضورى و کیف نفسانى که متعلّق به نفس است و داراى خواص است را بیان مىکنند و شرح مىدهند.
