
ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی
تبیین تفاوت میان صور ذهنی و آثار وجودی در مراتب نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه نفس انسانی و توانایی آن در خلق صور ذهنی میپردازد. بحث با بررسی شباهت نفس به مبدأ هستی در صفت خلاقیت آغاز شده و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه نفس، صور اشیاء را بدون نیاز به واسطه در خود مشاهده میکند. در ادامه، تفاوت میان علم حضوری نفس به صور و وجود ذهنی تبیین میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اگرچه نفس انسانی در مراتب نزول، ضعیف است، اما میتواند با اتصال به عالم ملکوت و بهرهگیری از همت، در خارج نیز تأثیرگذار باشد. در نهایت، با استناد به کلام محیالدین عربی، مرز میان صور ذهنیِ فاقد اثر و وجوداتِ دارای آثار خارجی ترسیم شده و این حقیقت روشن میشود که نفسِ متقی، با رسیدن به مقام فرقان، قادر به درک عمیق مراتب وجود و حقیقتِ اشیاء خواهد بود.
ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی
2و علمِ نفس به این صُوَر بهواسطۀ امرِخارج نیست بلکه یک علم است؛ یعنى وقتى که ما به خود مراجعه مىکنیم و در آن علمى که براى ما پیدا شده است تعمّق مىکنیم، مىیابیم که این صورت به نفسِ ما چسبیده است و جدا نمىشود، ما اشراف به این صورت داریم و با آن، وحدت داریم. پس این صورت خودش، خودش را به ما مىشناساند، نه اینکه ما بهواسطۀ یک صورت و علم دیگرى این صورت را مىشناسیم.
یعنى وقتى که ما یک عکسبردارى از خارج مىکنیم و صورتى را از خارج به ذهن مىآوریم ـ حالا تعبیر به ذهنآوردن یکقدری تعبیر بعیدى است ـ وقتی ذهن ما یک صورتى را خلق مىکند، نفسِ خَلقکردن این صورت یعنى شناساندن خود، یعنی صورت دارد خودش را مىشناساند، نه اینکه اوّل یک صورت از خارج در این نفس بیاید و حالا او بنشیند فکر بکند که آیا این صورت با خارج منطبق است یا منطبق نیست؟ هیچوقت ما این کار را انجام نمىدهیم؛ زیرا اگر بخواهیم سراغ صورت دیگرى برویم و بهواسطۀ آن صورت، این صورت را با خارج منطبق بکنیم نقلِ کلام در آن صورت خواهد شد و تسلسل لازم مىآید.
بنابراین به مجرّد اینکه نفس انسانى خَلقِ صورت مىکند و صورتى از خارج را در ذهن مىآورد یا صورتى از ذهنیّات خود را مىآورد یا علمى به اوصاف و غرائز خودش پیدا مىکند؛ خود اطّلاع نفس بر این صورت، مُبیِّنِ ذاتِ صورت است بدون ملاحظۀ امر دیگر! ما این را گفتیم تا مقدّمه بشود براى علم حضورى که بحثش بعداً میآید. و این یک نکته و زمینهاى است که فعلاً آن را بهدست دادیم تا اینکه بعداً ثابت بکنیم که چطور علمِ نفس به اشیاء خارجى، همه علم حضورى است.
مشابهت نفسِ انسان با ذات مقدّس پرودگار
در اینجا مرحوم آخوند تا حدودى وارد مطلب مىشوند و بعد مسئله را اِحالۀ بهجا و موقع خودش مىدهند؛ ایشان مىفرمایند که همانطوریکه خداى متعال داراى مکان، زمان، تحیّز و تعیّن نیست بلکه مافوق زمان و مکان است و ذات او مُبرّیٰ و منزّه است، علیم است، قدیر است، فعّالِ ما یشاء است، خالِق و مدیر و مُرید است، همینطور مشابهى با ذات خود را خلق کرده است و اسم او را انسان گذاشته است. این انسان همان مشابه با ذات پروردگار است نه اینکه مِثل پروردگار است بلکه مِثال براى پروردگار است، نمونهای از جنبۀ عظمت، ابّهت و کبریائیّت پروردگار است؛ این نفسِ انسان خلق مىکند همانطوریکه ذات پروردگار خلق مىکند، عالِم است همانطوریکه او عالم است، مُرید است همانطوریکه او مُرید است منتها چون این نفس داراى مراتب مادونۀ وجود است و خلقى را که مىکند در مراتب مادون است، نمىتواند با آن خلقی که خود ذات پروردگار مىکند و اشیاء را در خارج وجود مىبخشد و عینیّت خارجى بهوجود مىآورد مقابله بکند؛ چون نفس در مراتب مادون است. پس نفس خلق مىکند ولى آثار خَلق خارجى را ندارد، خلق مىکند ولى صفات و خصوصیّات اعیان خارجى در آن نیست.
