
ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی
تبیین تفاوت میان صور ذهنی و آثار وجودی در مراتب نفس
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه نفس انسانی و توانایی آن در خلق صور ذهنی میپردازد. بحث با بررسی شباهت نفس به مبدأ هستی در صفت خلاقیت آغاز شده و به این پرسش پاسخ میدهد که چگونه نفس، صور اشیاء را بدون نیاز به واسطه در خود مشاهده میکند. در ادامه، تفاوت میان علم حضوری نفس به صور و وجود ذهنی تبیین میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که اگرچه نفس انسانی در مراتب نزول، ضعیف است، اما میتواند با اتصال به عالم ملکوت و بهرهگیری از همت، در خارج نیز تأثیرگذار باشد. در نهایت، با استناد به کلام محیالدین عربی، مرز میان صور ذهنیِ فاقد اثر و وجوداتِ دارای آثار خارجی ترسیم شده و این حقیقت روشن میشود که نفسِ متقی، با رسیدن به مقام فرقان، قادر به درک عمیق مراتب وجود و حقیقتِ اشیاء خواهد بود.
ماهیت وجود ذهنی و قدرت خلاقیت نفس انسانی
1درس سیصد و بیست و سوم
افتراق بین علم و وجود ذهنی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
فَلِلنَّفسِ الإنسانیَّةِ فی ذاتِها عالَمٌ خاصٌّ بِها مِن الجَواهِرِ و الأعراضِ المُفارِقَةِ و المادّیَّةِ و الأفلاکِ المُتَحَرِّکَةِ و السّاکِنَةِ و العَناصِرِ و المُرَکَّباتِ و سایِرِ الحَقایِقِ، یُشاهِدُها بِنَفسِ حُصولاتِها لَها لا بِحُصولاتٍ أُخرىٰ و إلاّ یَتَسَلسَلَ.
علم حضورى بودن علمِ نفس به صُوَر اشیاء
مرحوم آخوند در اینجا راجع به وجود ذهنى و افتراقش با علم که عبارت از کیف نفسانى است، بحث مىکنند. همانطورى که مرحوم آخوند مىفرمایند: نفسِ انسان یک جنبۀ مشابهتى با ذات و مبدأ خودش که ذات مقدّس پرودگار است دارد و آن عبارت از جنبۀ خلاقیّت است؛ یعنى همانطوریکه ذات پروردگار مُفیض، خلاّق و علّت براى ظهورات مختلفه است؛ چه مجرّده و چه غیر مجرّده، چه مُفارق و چه متّصل، مُبدَعات، اکوان، افلاک، عناصر، مادّه و غیر مادّه، همینطور نفس ملکوتى انسان، خلاّق صُوَر این اشیاء خارجى و عینى است یعنى نفسِ انسان صُوَر مجرّده و مادّیّه خلق مىکند، صُوَر حیوان، انسان، جواهر و اعراضِ مجرّد و مفارق یا جواهر و اعراض مادّه و مادّى، خَلقِ صُوَر افلاک مىکند، افلاک ساکنه و متحرّکه بنابر همان هیئت قدیم! تمام اینها بهواسطۀ خلقِ نفس است.
یعنى اگر ما دقّت کنیم بعداً در بحث نفس و علم نفس مرحوم آخوند بحث مىکنند و مىفرمایند: علمِ نفس به صُوَر اشیاء، علم حضورى است. یعنی برخلاف آنچه که ما تابهحال تصوّر مىکردیم که علمِ نفس فقط به ذات خودش علم حضوری است امّا علم او به خارج، علم حصولى است، ایشان مىفرمایند که نه، علم نفس حتّى به صُوَر خارجى هم علم حضورى است. بله! مقدّمۀ آن حصولى است و شرایطى که این حضور را بهوجود مىآورد ممکن است از خارج باشند ولى بالأخره و درنتیجه این نفس است که حضور اشیاء را پیش خود احساس مىکند، البتّه نه حضور اشیاء به همان مادّۀ خارجى، بلکه حضور حقیقت و ماهیّت اشیاء را احساس مىکند.
