اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

تبیین جایگاه نفس در خلق صور مجرد و مادی

14٬166
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی «وجود ذهنی» و مراتب مختلف هستی می‌پردازند. بحث با بررسی اطوار گوناگون وجود آغاز می‌شود که در آن، جوهر واحد می‌تواند در نشئه‌های مختلف، از تجرد محض تا تعلق به ماده، ظهور یابد. در ادامه، محور اصلی بحث بر قدرت نفس انسان متمرکز می‌شود؛ نفسی که به دلیل سنخیت با عالم ملکوت، توانایی ابداع صور علمیه و عینیه را داراست. استاد با تشریح نحوه صدور معجزات توسط انبیاء و اولیاء، توضیح می‌دهند که چگونه یک ولیّ خدا با اراده و اشراف بر عالم مثال، می‌تواند صورتی را از عالم ملکوت به عالم ماده تنزل داده و به آن عینیت ببخشد. این جلسه با تحلیل مناطِ عالمیّت و تفاوت میان قیام حلولی و قیام صدوری صور در نفس، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه نفس انسان می‌تواند بدون نیاز به ابزار مادی، در عالم خارج تصرف کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی وجود ذهنی و قدرت نفس بر ابداع صور

8
  • نفسِ علم حضورى ما دلیل بر وجود ما است و نیازى نیست کسى به ما تذکّر بدهد که شما زنده هستید، اگر هزار نفر هم بیایند بگویند که شما مردید، نفسِ ادراک انسان خودش را مساوى با وحدت صورت علمیّه و عالِمیّه است. بنابراین مراتبِ علم و صدور آنها یا قیام آنها به نفس یا وحدت آنها با نفس مراتب متفاوته و مختلفه هستند.

  • متن مرحوم آخوند در ادامۀ مقدّمۀ اوّل مسئلۀ وجود ذهنی

  • فَکَما أنَّ الجوهَرَ مَعنًى واحِدٌ و ماهیَّةٌ واحِدَةٌ؛ یوجَدُ تارَةً مُستَقِلًّا بِنَفسِهِ مُفارِقًا عَن المادَّةِ مُتَبَرِّئًا عَن الکَونِ و الفَسادِ و التَّغَیُّرِ، فَعّالاً ثابِتًا کالعُقولِ المُفارِقَةِ على مَراتِبِها، و یوجَدُ تارَةً أخرىٰ مُفتَقِرًا إلى المادَّةِ مُقتَرِنًا بِها مُنفَعِلاً عَن غَیرِهِ مُتَحَرِّکًا و ساکِنًا و کائِنًا و فاسِدًا کالصّوَرِ النّوعیَّةِ على تَفاوُتِ طَبَقاتِها فی الضَّعفِ و الفَقرِ، فَیوجِدُ طَورًا آخَرَ وُجودًا أضعَفُ مِن ذَینِکَ الصِّنفَینِ حَیثُ لا یَکونُ فاعِلاً و لا مُنفَعِلاً و لا ثابِتًا و لا مُتَحَرِّکًا و لا ساکِنًا کالصّوَرِ الَّتی یَتَوَهَّمُها الإنسانُ مِن حَیثُ کَونِها کذلک؛

  • «پس همین‌طور که جوهر یک معنا و یک ماهیّت دارد (که إذا وُجِدَ وُجِدَ لا فِى موضوعٍ، ولى همین جوهر انواع مختلفى دارد: مجرّد دارد، مادّى دارد)؛ گاهى اوقات همین جوهر، جوهری است که استقلال نفسى دارد مانند مجرّدات، نیاز ندارد که محل و مادّه‌اى باشد تا این صورت قائم به آن مادّه باشد و در آن حلول بکند، مفارق از مادّه است و برى از کون و فساد است، خراب نمى‌شود، تغییر و تحوّل در آن پیدا نمى‌شود. (ما دائماً در حال کون و فساد هستیم، خیال نکنید که ما و شما در اینجا نشسته‌ایم و تغییر نمی‌کنیم، نه! ما این‌قدر وجودها را عوض کرده‌ایم، سلّول‌هاى ما مرده‌اند و سلّول‌هاى جدیدى آمده‌اند و همین‌طور ما در حال تغییر و تبدّل هستیم!) درعین‌اینکه فعّال است و دائماً در حال استفاضه و استنارۀ از نور و فیضِ حق است (اشاعه و فعّال بودنش بر طبق آن تکالیفى است که دارند، درعین‌حال ثابت است و حرکت مکانى ندارد) مانند عقول مفارقۀ از نفس و مادّه بنابر مراتبى که دارند؛ مراتب شدّت و ضعف نوریّۀ خودشان.

/