اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

تبیین رابطه میان ذات حق و تعینات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه وجود در عالم هستی و کیفیت ارتباط آن با تعینات و ماهیات می‌پردازد. بحث با واکاوی معنای الوهیت در مظاهر مختلف آغاز شده و با نقد دیدگاه‌های محدودکننده در فهم توحید ادامه می‌یابد. استاد با بهره‌گیری از کلام عرفا و مبانی فلسفی، توضیح می‌دهد که چگونه حقیقت وجود، بدون آنکه دچار محدودیت یا ثنویت شود، در مراتب مختلف تجلی می‌یابد. در این مسیر، تمثیل‌های روشنی برای درک نسبت میان ذات و ظهورات ارائه شده و بر این نکته تأکید می‌شود که کثرات خارجی، چیزی جز جلوات همان حقیقت واحد نیستند. در نهایت، با تأکید بر استهلاک ماهیات در عین وجود، این حقیقت تبیین می‌شود که علم به این واقعیت، ریشه بسیاری از اضطراب‌های ذهنی و تخیلات بشری را می‌سوزاند و آرامش حقیقی را برای سالک به ارمغان می‌آورد.

حقیقت وجود و کیفیت ظهور آن در عالم

5
  • پس آنچه که در تمام اینها حقیقت و ذات آب را تشکیل مى‌دهد چیست؟ اکسیژن و هیدروژن است، این دو مولکول حقیقت آن ذاتى را تشکیل مى‌دهد که مى‌توان براین‌اساس اطلاق ماهیت بر او کرد. اما یخ و برف آب نیست! یخ یخ است، ثلج ثلج است، مَطَر مَطَر است و بخار بخار است. حقیقت ذات چیست؟ ماء است. این ماء در شرایط مختلف صور مختلفى به خود مى‌گیرد، حالا این شرایط مختلف یک وقت شرایط خارجى است؛ خود ماء به‌تنهایى بخار نمى‌شود و شما باید آب را روى کترى بگذارید و چراغ را روشن کنید تا گرما به این بخورد و این بخار بشود یااینکه شمس به آب بتابد و به‌واسطۀ آن تبخیر بشود. اینها شرایط خارجى است. یااینکه باید آب را در یخچال بگذارید تا به‌واسطۀ برودت تبدیل به ثلج بشود. این شرایط، شرایط تحمیلى بر این ماء است ولى یک وقت این شرایط هم از خودش است یعنى خود این ماء قدرت دارد که با اختیار خودش به این شکل دربیاید و با اختیار خودش به آن شکل دربیاید. مثل انسان، انسان صوت دارد و این صوت همان صدایى است که از حنجره بیرون مى‌آید و از دهان خارج مى‌شود، این صوت است. این صوت در اختیار شماست؛ یک وقت این صوت به‌صورت فعل ادا مى‌شود و یک وقت این صوت به‌صورت اسم ادا مى‌شود و یک وقت به‌صورت حرف ادا می‌شود و گاهى هم بدون هیچ صورتى. فرض کنید کسى داد مى‌زند و آواز مى‌خواند بدون اینکه صدا معنا داشته باشد. اختیار ظهور این صوت در مظاهر مختلف به دست خود شماست! دلتان مى‌خواهد به‌عنوان حرف یا اسم یا فعل ادا کنید، اختیار این صوت با شماست.

  • مسئلۀ وجود هم همین‌طور است، مسئلۀ وجود یک حقیقتى است که حرف و اسم و فعل نیست و همۀ اینها هست! یعنى درست عین آن صوتى که به‌واسطۀ إعمال به‌وجود مى‌آید؛ ارادۀ انسان صوت را به‌وجود مى‌آورد! همین‌که آن صوت مى‌خواهد از دهان خارج شود، به آن شکل مى‌دهد؛ یعنى شما در عالم تعمل و انقلاب دو کار انجام مى‌دهید؛ کار اول این است که صوت را خارج مى‌کنید و هم‌زمان با اخراج صوت، فعل و حرف و اسم را بر او تحمیل مى‌کنید یعنى هم نفس الوجود را تولید مى‌کنید و هم به آن نفس الوجود شکل مى‌دهید. وجود هم همین است، وقتى که وجود مى‌خواهد به‌صورت یک انسان بیاید، اول اصل خودش را جلو مى‌آورد و هم‌زمان با آن ذات، آن صورت و آن شکل را قالب مى‌بندد و به‌صورت ظهورات مختلف و مظاهر مختلف، به آن شکل مى‌آورد و خارج مى‌کند.