
حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات
تبیین وحدت وجود و زوال استقلال اشیاء در قیامت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت واحد وجود و کیفیت ظهور آن در صور و کثرات عالم میپردازند. بحث با تأکید بر بساطت و عدم انقسام حقیقت وجود آغاز شده و به این نکته میرسد که تمامی کمالات، اسماء و صفات، جلوههایی از همان حقیقت واحد هستند. در ادامه، با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، چگونگی نفی غیریت و استقلال اشیاء در پرتو قهر الهی تشریح میشود. استاد با عبور از این مبانی، به تفاوت نگاه انسان قبل و بعد از شهود حقیقت وحدت وجود پرداخته و بیان میکنند که چگونه این نگرش، صبغۀ افعال و تکالیف انسان را تغییر میدهد. در نهایت، با بررسی کیفیت دخول خداوند در اشیاء بدون ممازجه، این نتیجه حاصل میشود که تمامی عالم، مظاهر و تسبیحگوی ذات اقدس الهی هستند و زوال تعینات در قیامت، به معنای ظهور وحدت و قهر الهی است.
حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات
1درس سیصد و شانزدهم
نظر مرحوم آخوند نسبت به حقیقت وجود و کیفیت اعتباریت آن در عالم تصور (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و الوجودُ لا یَقبَلُ الانقِسامَ و التَّجَزّی أصلاً خارجاً و عقلاً لِبَساطَتِهِ فَلا جنسَ لَهُ و لا فَصلَ لَهُ فَلا حَدَّ لَهُ کَما عَلِمتَ و هوَ الَّذی یَلزَمُهُ جَمیعُ الکَمالاتِ و بهِ یَقومُ کُلٌ مِنَ الصِّفاتِ فَهوَ الحَیُّ العَلیمُ المریدُ القادرُ السَّمیعُ البَصیرُ المُتَکَلِّمُ بِذاتِهِ لا بِواسِطَةِ شَیءٍ آخر، بِهِ یَلحَقُ الأشیاءَ کمالاتِها کُلَّها بَل هو الذی یَظهَرُ بِتجلّیهِ و تَحوُّلِهِ فی صوَرِ.1
در دنبالۀ مطلب گذشته مرحوم آخوند [میفرمایند که] جمیع کمالات چه کمالات ذاتی یا کمالات وصفی یا کمالات فعلی، هر سۀ این مراتب که در کمالات ذاتی به کمالات اسماء تعبیر میشود، اسماء و صفات و افعال، حقیقت تمام اینها همان حقیقت وجود واحد است و این حقیقت وجود واحد در صور مختلف به ظهورات متفاوته درمیآید و آن جنبۀ قهاریت پروردگار که آن استیلاء و نفی غیریت است، «غیرتش غیر در جهان نگذاشت».2 این نفی غیریت که از آن تعبیر به نیروی قاهر و قهر اول میشود، این غیرت به نفی غیریت موجب میشود که تمام اشیاء آن جهت استقلالی خودشان را ازدست بدهند.
منظور از آیۀ ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِۦ وَيَغفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ﴾
این مسئلۀ خیلی مهمی است! در آیات قرآن هم نسبت به این مسئله اشاره شده است؛ ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ﴾3 این مسئله، مسئلۀ ابراز و اظهار قهر اول است یعنی آن مسئلۀ غیریت و غیرت. شرک را نمیبخشد ولی حالا اگر از شرک درآمدید و موحد شدید ولی گناه کردید، عیب ندارد! نهاینکه عیب ندارد بلکه میبخشد اما اگر انسان شرک بورزد، این مسئلۀ شرک با غیرت او منافات پیدا میکند!
ما این مطلب و مسئله را هم در میان خودمان مشاهده میکنیم. فرض کنید یک نفر میآید با انسان همراهی میکند و نزدیک میشود ولی همزمان با این، با شخص دیگری هم هست. خب انسان دیگر نمیتواند مسئله را قبول بکند اما اگر شخصی میآید با انسان رفیق میشود یعنی رفاقت را در انحصار انسان قرار میدهد ولی خب حالا گاهی اوقات یک خطایی هم میکند، انسان خیلی به آن خطا توجه نمیکند و این همان مسئلۀ غیرتی است که از مظاهر غیرت اوست منتها غیرت جزئی!
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 261.
- . دیوان عراقى، ترجیعات، شماره 2. اللَه شناسی، ج 2، ص 231:
غیرتش غیر در جهان نگذاشت *** لا جرم عین جمله اشیا شد - . سوره نساء (4) آیه 48 و 116. اللَه شناسی، ج ١، ص ٢٠٣، تعلیقه ١:«خداوند نمیآمرزد شرکی را که به او آورده شود و غیر از آن را هرچه باشد برای هر کس که بخواهد میآمرزد.»
