اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات

تبیین وحدت وجود و زوال استقلال اشیاء در قیامت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت واحد وجود و کیفیت ظهور آن در صور و کثرات عالم می‌پردازند. بحث با تأکید بر بساطت و عدم انقسام حقیقت وجود آغاز شده و به این نکته می‌رسد که تمامی کمالات، اسماء و صفات، جلوه‌هایی از همان حقیقت واحد هستند. در ادامه، با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، چگونگی نفی غیریت و استقلال اشیاء در پرتو قهر الهی تشریح می‌شود. استاد با عبور از این مبانی، به تفاوت نگاه انسان قبل و بعد از شهود حقیقت وحدت وجود پرداخته و بیان می‌کنند که چگونه این نگرش، صبغۀ افعال و تکالیف انسان را تغییر می‌دهد. در نهایت، با بررسی کیفیت دخول خداوند در اشیاء بدون ممازجه، این نتیجه حاصل می‌شود که تمامی عالم، مظاهر و تسبیح‌گوی ذات اقدس الهی هستند و زوال تعینات در قیامت، به معنای ظهور وحدت و قهر الهی است.

حقیقت وجود و تجلی آن در کثرات

2
  • ادراک عدم استقلالیت در قیامت صغریٰ و کبریٰ

  • این غیرت که عبارت از قهر اول و استیلاء و اشراف اسم قهار بر همۀ عالم و ظهورات و مراتب است موجب می‌شود که تمام اشیاء آن جهت استقلالی خودشان را ازدست بدهند و به‌جهت آلی و ربطی دربیایند. لذا با وجود استقلال دیگر در آنجا قهاریت معنا ندارد و با وجود قهاریت دیگر استقلال معنا ندارد این برای مقام ثبوت است. بعد این مسئله در مقام اثبات همان‌طوری‌که مرحوم آخوند می‌فرمایند در دو مرتبه به منصۀ ظهور پیدا می‌کند؛ یکی در قیامت صغریٰ که انتقال از عالم شهادت و غیب و حیات به عالم برزخ است که در آنجا خطاب ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ﴾1 می‌آید. خطاب دوم که مربوط به قیامت کبریٰ است، آن زمانی است که همه مبعوث می‌شوند و از قبر خارج می‌شوند. آنجا هم که قیامت، قیامت کبریٰ است آن جنبۀ تجردی موجب می‌شود که انسان آن وجود استقلالی خودش را دیگر ازدست بدهد و خود و تمام آنچه را که در این عالم و دنیا از نفسانیت و تعلقات و امثال‌ذلک داشت همه را رها کند و خود را فقیر و بیچاره و تهی ببیند. ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ﴾2 اینها همه تعلقات است. ﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ﴾،3 ﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ * وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ * وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ * لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ﴾4 همۀ اینها قطع تعلقات است. ادراک عدم استقلالیت در قیامت کبریٰ برای انسان ظهور پیدا می‌کند و همۀ اشیاء به این وجود صورت پیدا می‌کنند. همۀ سمع‌ها در عالم به این وجود تحقق پیدا می‌کنند. همۀ بصرها به این وجود تحقق پیدا می‌کنند و به همان وجودی که آن وجود خودش سمع، بصر، کلام و اراده است [تحقق پیدا می‌کنند]. آن وجود به سمع کلی و آن سمع کلی به همۀ سمع‌های جزئی، آن وجود به بصر کلی و بصر کلی به همۀ بصرهای جزئی تااینکه تمام مراتب کثرت با ذوات و با صفاتشان در خارج تحقق پیدا می‌کنند.

    1. . سوره غافر (40) آیه 16. مهرتابان، ص 276:
      «قدرت و پادشاهى امروز براى کیست؟ براى خداوند واحد قهّار است.»
    2. . سوره شعراء (26) آیه 88 و 89. آموزه‌های معرفت، ج 2، ص 81:
      «در روزی که نه مال از انسان دستگیری می کند و نه فرزندان، مگر قلب سلیم!»
    3. . سوره زخرف (43) آیه 67. معاد شناسی، ج ٤، ص ٣٠٦:
      «دوستان و موالی در آن روز، بعضی با بعضی دشمن‌اند؛ مگر پرهیزگاران!»
    4. . سوره عبس (٨٠) آیات ٣٤ ـ ٣٧. معاد شناسی، ج ٤، ص ٣٠٥:
      «روزی است که انسان از برادرش فرار می‌کند * و از مادرش و پدرش * و از زوجه‌اش و فرزندانش فرار می‌کند * و برای هر کس در آن روز شأن و کاری است که او را به خود مشغول ساخته و مجال برخورد با دیگران را نمی‌دهد.»