اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و تشخص آن در فلسفه اسلامی

تبیین وحدت وجود و جایگاه ماهیت در هستی‌شناسی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از عمیق‌ترین مباحث فلسفی یعنی حقیقت وجود و نحوه تشخص آن می‌پردازد. بحث با طرح پرسش‌های بنیادین درباره کلی یا جزئی بودن حقیقت وجود آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های مختلف، به تبیین دیدگاه راسخین در علم می‌رسد. در ادامه، تفاوت میان مفهوم وجود و حقیقت خارجی آن بررسی شده و با عبور از مباحثی همچون تساوی وجود و وجوب، به جایگاه وجود در مقولات جوهر و عرض پرداخته می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه وجود، بسیط‌الحقیقه بوده و در تحت هیچ مقوله‌ای نمی‌گنجد، سیر صعودی صور جزئیه به سوی اسم کلی را ترسیم می‌کند. در نهایت، این جلسه با تبیین تفاوت میان مقام بقا و فنا و تأکید بر اینکه درک حقیقت وحدت وجود، فراتر از استدلال‌های ذهنی و نیازمند شهود قلبی است، به پایان می‌رسد.

حقیقت وجود و تشخص آن در فلسفه اسلامی

7
  • به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که وقتی راجع به این مسائل از ایشان سؤال می‌کردیم یک روز به ما گفتند که حلوای تن‌تنانی تا نخوری ندانی!1 جواب این سؤالات با این چیزها داده نمی‌شود! باید انسان آن حقیقت را بچشد تا رفع همۀ اشکالات بشود والاّ این اشکالات برای او باقی می‌ماند.

  • و الحقُ أنَّ الموجودَ بما هو موجودٌ کلیٌ‌ و الوجوداتُ أفرادٌ له و حصصٌ لحقیقةِ الوجودِ.

  • حق در مطلب مرحوم آخوند می‌فرمایند که موجود از نظر موجودیتش کلی است. این یک حقیقت کلی است و وجودات همۀ اینها افراد برای او هستند. موجود یک جنبۀ کلی طبیعی است، الموجود! این موجود به‌عنوان مفهوم ما لهُ الوجود افراد خارجی دارد. همۀ این وجودات خارجی، افراد هستند و حصصی برای آن حقیقت وجود هستند. آن حقیقت وجود دیگر کلی نیست. کلیِ حقیقت وجود، کلی سعی است نه کلی طبیعی! اما الموجودُ بما هو موجودٌ یک کلی مفهومی است؛ یعنی آنچه را وجود بر او ثابت است عبارت از مفهوم وجود است که دارای افراد است.

  • قضیۀ وحدت وجود و موجود أعلیٰ از قضیۀ وحدت وجود

  • بیان دیگری در اینجا هست این است که بگوییم: همین موجود بما هو موجودٌ آن نمود خارجی وجود است و او با حقیقت، حقیقت واحده است. اینجا دیگر مسئلۀ وحدت وجود و موجود می‌شود؛ یعنی در قضیۀ وحدت وجود و موجود که أعلیٰ از قضیۀ وحدت وجود است، این حقیقت بیان می‌شود که علاوه بر اینکه آن حقیقت وجود واحد است و دارای مراتب است همۀ موجودات هم واحد هستند منتها هرکدام از اینها دارای میزی هستند که این میز موجب انحلال آنها و اجتماع آنها موجب تشتت آنها نخواهد شد. آن وحدت حقیقی که بین همۀ انحاء وجودات مشترک است، آن وحدت حقیقی به حال خودش در تمام مراتب تعینات و افراد و حصص باقی است. پس به دو وجه می‌توانیم این را بخوانیم. البته اگر وحدت وجود و موجود بخوانیم این همان قول راسخین فی العلم می‌شود. اما اگر مسئله را به‌عنوان وحدت وجود و کثرت موجود بخوانیم باز این مسئله همان مسئلۀ حکمای مشاء است.

    1. . ضرب المثل «حلوای تن تنانی تا نخوری ندانی» به این معنا است که تا چیزی را شخصاً تجربه نکنید، نمی‌توانید به درستی ادراک کنید یا ارزش آن را بشناسید. (محقق)