اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود واجب و نقد نظریه وجود مطلق

تبیین نسبت میان وجود مطلق و تعینات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه برخی از متصوفه درباره حقیقت واجب‌الوجود می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا حقیقت واجب، همان «وجود مطلق» به معنای مفهومی و انتزاعی است یا خیر. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی و عرفانی، ضمن تبیین تفاوت میان مفهوم ذهنی و هویت خارجی، به نقد استدلال‌هایی می‌پردازند که وجود مطلق را مساوی با ذات باری‌تعالی می‌دانند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان «وجود بالصرافه» و «تعینات خلقی»، به این نکته اشاره می‌کنند که چگونه می‌توان کلام عرفا را به نحوی صحیح توجیه کرد که مستلزم کثرت واجب‌الوجود یا نفی هویت خارجی نباشد. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که وجود مطلق به معنای حقیقتِ سِعیِ الهی، با حفظ بساطت ذات، با کثرت مظاهر و تعینات خارجی منافاتی ندارد و نباید میان این دو مرتبه خلط کرد.

حقیقت وجود واجب و نقد نظریه وجود مطلق

7
  • منظور از جمال محض دیدن عالم

  • اتفاقاً چندی مدت پیش بود با یکی از همین عرفایی که خلاصه چشمشان باز شده بحثی داشتیم ـ البته مدتی پیش تقریباً حدود سه چهار سال پیش بود ـ و ایشان معتقد بود بر اینکه کسی که به مرتبۀ عرفان می‌رسد همه چیز را جمال محض می‌بیند و اصلاً نمی‌تواند بین هیچ چیزی فرق بگذارد. گفتم: عجب! پس به‌جای شکر زهرمار بریز! آن‌هم بالأخره جمال محض است دیگر بخور! گفت: نه این فرق می‌کند، گفتم که چه فرق می‌کند؟! چه فرق می‌کند آن کسی که جمال می‌بیند این جمال است و آن‌هم جمال است؟! این حرف‌ها چیست؟! آن که ما از پدرمان [یاد گرفتیم] این بود که جمال دیدن یعنی همه را منتسب به او دیدن و این رفع نقص را از همان مرتبۀ خودش نمودن، این مرتبه جمال دیدن است اما نه‌اینکه خصوصیات ظاهری و آثار خارجی برای این علی‌السویه است.

  • اگر منظور از عرفا بابای ماست من که پسرش هستم بیا از من بپرس، چرا این‌طرف و آن‌طرف می‌روی؟! پدر ما وقتی که به گل نگاه می‌کرد یااینکه به آن قاذورات نگاه می‌کرد یکی بود؟! اینکه می‌گفت: تشک مرا بیاورید کنار باغچه بیندازید و می‌نشست یک ساعت به این گل‌های اطلسی نگاه می‌کرد! چرا این حرف‌ها را نمی‌گفت که تشک مرا دم دستشوئی بیندازید؟! چرا ما در تمام عمر یک‌دفعه از ایشان نشنیدیم؟! به ما می‌گفت که بگویید: دستشوئی را تمیز کنند و چه‌کار بکنند و فلان بکنند، هیچ‌وقت نمی‌گفتند که بروید گل‌های باغچه را بکنید دور بریزید! اینها چیزهای ساختگی است. اینها به مطلب نرسیدند و یک چیزی ادراک می‌کنند آن‌وقت اشتباه می‌کنند.

  • مسئلۀ جمال در مظاهر یک امر واقعی است رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یک‌سوم مصارف شخصی‌اش را صرف عِطر می‌کرد و عود و اشیاء معطر می‌کرد.1 خب رسول خدا به‌جای اینکه این کار را بکند، همه جمال است دیگر، خب از قاذورات به سر و کله‌اش بمالد و بگوید که فرق نمی‌کند همه جمال است و همه یکی است! این حرف‌ها و مزخرفات و چرت‌وپرت‌ها چیست! بله، رسول خدا وقتی که به اشیاء خارج نگاه می‌کرد نمی‌آمد با یک دید تحقیر و با یک دید اشمئزازی که ما نگاه می‌کنیم نگاه کند. آن را برای خودش در جای خودش می‌گفتند که مفید است و این‌هم در جای خود مفید است و در کل عالم چیز غیر مفید وجود ندارد چون همۀ اشیاء همه مرتبط به اوست و هرکدام برای خودش وزانی دارد! آن‌هم برای خودش در جایی به‌کار آید به‌خصوص در اصفهان می‌گویند خیلی مثل اینکه سرش دعوا می‌کنند! حالا هم که کود شیمیایی شده است حالا هم دعواست یا نه دیگر دعوا مرتفع شده است؟! آن زمان شاه یک چیزهایی می‌گفتند که می‌برند در کارخانه کره درست می‌کنند از مجله شنیده بودم!

    1. الکافى، ج 6، ص 512، با قدری اختلاف.