
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیتهای مادی نیست، آغاز میشود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفةاللهی معرفی میگردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان میدانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید میشود.
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
3تعریف مرتبۀ هوهویت
مرتبۀ هوهویت یعنی آن مرتبهای که ذات بدون هیچگونه اسم و رسمی، تعینی، حدودی و بدون هیچگونه تعلقی فقط خود را درنظر میگیرد [که] حتی از علم و قدرت [هم] أعلیٰ است. ذات از آن مرتبه خود را تنازل داده است و نفس انسان را از آن مرتبه دارای حدی قرار داده است که اشکالی ندارد. اما در سایر موجودات آن ذات وقتی که میخواهد به تعینات مختلف تجلی کند با رعایت حدود و ثغوری که اسماء و صفات کلیه آن حدود و ثغور را رقم میزنند و تعیین میکنند تجلی پیدا میکند، حتی أعلیٰ از ملائکۀ مقرب که تمام اینها در مرتبۀ مادون ذات هستند.
کیفیت معراج پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم
پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به معراج رفت، مسئلۀ معراج عبارت از ورود در عوالم نفس و حرکت در خود است و حرکت در خود یعنی حرکت در همان عوالم کلیه، عالم مثال، عالم ملکوت و سایر عوالم دیگر که تمام اینها مراتب اسماء و صفات کلیه است.
هر عالَمی ظهور یک اسم از اسماء کلیه الهی
هر عالَمی ظهور یک اسم از اسماء کلیه الهی است؛ عالم رأفت داریم، عالم رحمت داریم، عالم رزق داریم؛ مثلاً اگر کسی به آن عالم وارد شود کیفیت ارزاق را در آنجا مشاهده میکند که این ارزاق چطوری از مرتبۀ واحدیت پایین میآید و هر رزقی برای همان شیء خاص است؛ در آنجا مشاهده میکند از تمام آن افرادی که در همۀ عوالم هستند تا آن کرمی که در زیر خاک هست روزی او الآن دارد میآید، دقیقاً میبیند که آمد آمد آمد رفت و چطور سلسلۀ اسباب جور شد تااینکه غذایی به آن کرمی که در دل خاک هست برسد، این را کاملاً میبیند. یااینکه چطور سلسلۀ علل و وسائل دستبهدست هم داد تا میآید میآید میآید یکمرتبه ایستاد، یک قضیه پیش آمد و دوباره به حرکتش ادامه داد، کم شد، زیاد شد، جرح و تعدیل و اینها تعلق گرفت تااینکه به آن شیء و به آن برگ در فلان درخت و به آن تار مویی که حیات دارد الآن آن رزق دارد میرسد که اگر آن رزق نرسد از سیاهی به سفیدی تبدیل میشود. اصلاً انسان اگر تمام اینها را ببینید دیوانه میشود و اصلاً نمیتواند تحمل همچنین چیزی را داشته باشد، درست شد؟! اینها تمام مراتب اسماء و صفات کلیه است که نزول پیدا میکند و تعینات را بهوجود میآورد.
