اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

2
  • منظور از ذات نفس

  • پس ذات نفس چیست؟ ذات نفس [مانند] یک حقیقتی می‌ماند که آن حقیقت عبارت از خود همان اصل الوجود است و آن مسئلۀ اصل الوجود همان نحوۀ تنازل از صقع ذات است که آن تنازل با سایر تنازل‌ها که از مرتبۀ اسماء و صفات است متفاوت می‌باشد. این نکته‌ای است که بین نزول حقیقت وجود در عالم امکان به شکل نفس و سایر حقایق عالم وجود در عالم امکان به اَشکال مختلفۀ دیگر است گرچه برگشت و واقعیت همۀ اَشکال و ظهورات عبارت از اطوار و کیفیت وجود در اشکال مختلف است اما در مرتبۀ نفس ما شکل نمی‌بینیم و آنچه را که می‌بینیم ظهورات مختلفۀ نفس است اما خود نفس دارای ظهور خاصی نیست که ما از آن ظهور اختلاف او را با سایر نفوس مشاهده کنیم بلکه خود نفس عبارت از همان وجودِ اطلاقی‌ای است که در محدوده قرار گرفته و محدود شده است.

  • وجود نفس همان وجود نازلۀ از صقع ذات

  • بنابراین از این نقطه‌نظر شایستۀ مقام خلافة اللهی هست چون سایر موجودات در تمام عوالم وجود نازلۀ اسماء و صفات کلیۀ الهی هستند اما وجود نفس وجود نازلۀ از صقع ذات است گرچه همراه با این نزول، اسماء و صفات کلی الهی هم برحسب آن محدودۀ سعۀ وجودی شدتاً و ضعفاً برای این نفس زوائد و متعلقاتی را طبعاً ایجاد کرده‌اند.

  • این مسئله، مسئلۀ بسیار عجیب و عالی‌ای است! کسی که به حقیقت این مسئله برسد به حقیقت معرفت توحید رسیده است و مسئلۀ «مَن عَرَفَ نَفسه فقد عَرَفَ رَبَّه»1 در اینجا ظهور پیدا می‌کند و شاید مقصود مرحوم شیخ اشراق از طرح این قضیه این باشد منتها ایشان در کیفیت بیان مسئله ظاهراً کمی دچار اختلاط شدند و این مطلبی را که ایشان راجع به نفس می‌فرمایند، اختصاص به حقیقت نفس دارد و مراتب دیگر از ابداعات و از مجردات نسبت به این قضیه جدا هستند. نزول تمام ابداعات حتی عقول از مرتبۀ صقع ذات نیست بلکه از مرتبۀ واحدیت است که آن مرتبۀ جامعیت اسماء و صفات کلیه است و فقط نفس انسان است که أعلیٰ از این مرتبه، از مرتبۀ هوهویت این نفس تنازل پیدا کرده است.

    1. مصباح الشریعة، ص ١٣.