
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیتهای مادی نیست، آغاز میشود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفةاللهی معرفی میگردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان میدانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید میشود.
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت میپردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیتهای مادی نیست، آغاز میشود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفةاللهی معرفی میگردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان میدانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید میشود.
قوام ماهیات مجردات به ذواتشان
9لکنَّه اندفعَ بِالتام و الناقصِ و إنّما یقعُ هذا موقعُه فی المُتواطیِّ لا المُشکَّک.
[لکن این اشکال با تام و ناقص دفع میشود و همانا] این اشکال در متواطی هست و در مشکک نیست، اگر نور دارای مراتب واحد باشد بنابراین لامپ پانصد وات و لامپ صد وات چه فرقی میکند؟! فرق نمیکند. اینکه شما به این میگویید: پانصد وات و به آن میگویید: صد وات بهخاطر این است که نور کموزیاد دارد و اگر نور کموزیاد نداشت شما به هر مغازهای میرفتید به آن میگفتید که آقا پانصد بده، میگفت که پانصد چیست؟! صد بده. میگوید که صد چیست؟! نور که کموزیاد ندارد. به محض اینکه این نور وجود داشته باشد یک میزان و یک مقدار دارد یااینکه مثلاً میخواهید مهمان دعوت کنید میروید میگویید که آقا مرغ بده ولی مرغی که مرغیتش زیاد باشد شخص میگوید: حاج آقا حالتان خوب است؟! مرغیتش زیاد باشد یعنی چه؟! حالا اگر شما باشید میگویید که خروس بده خروسیتش زیاد باشد! میگوید که والله آنچه که ما در ویترین داریم اینهایی است که دارید میبینید! بله، خلاصه میروید میگویید که خروسی بده که خیلی خروس باشد، میگوید که ما سر این خروسها را بریدیم اینجا به دار زدیم که شما بیایید اینها را ببرید و سلاک إلی الله را دعوت کنید!
یا فرض کنید میخواهید چیزی بخرید که از نقطهنظر جنس دارای مراتب مختلفی است، میخواهید بروید چوبی یا میزی بگیرید، میگویید که آقا [جنس] این میز از چیست؟! میگوید که از چوب است. میگویید که چقدر سفت است یا شُل است؟! برای کدام درخت است؟! دوامش چطور است؟! درمقابل ضربه چقدر پافشاری میکند؟! اینها دیگر مراتب مختلف صفتی است که عارض بر جوهر میشود. در مسائل متواطی علیٰکلّحال کموزیاد ندارد اما آن در مسائل مشککه هست، این جوابی که ایشان فرمودند.
و أما الثانی فَبِأن نقول لِمَنِ اعترفَ و هو جمهورُ المشاءین بِتجردِ الوجودِ عنِ الماهیةِ فی الواجبِ تعالى و مقارنَتِه لَها فی الممکنِ إنَّ مفهومَ الوجودِ مِن حیث هو وجودٌ إن اقتضَى التجردَ عنِ الماهیةِ فَیجبُ أن یکونَ کلُّ وجودٍ مجرداً و هو بِخلافِ ما زعمتم فی الممکناتِ.
