اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

تبیین جایگاه نفس در نظام هستی و مراتب تجلی ذات

14٬103
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دیدگاه شیخ اشراق پیرامون قوام ماهیات مجردات به ذواتشان و نقد نظریه مشائین در باب عروض وجود بر ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین حقیقت نفس به عنوان وجودی که از صقع ذات تنازل یافته و دارای ماهیت به معنای محدودیت‌های مادی نیست، آغاز می‌شود. در ادامه، تفاوت میان مراتب تجلی اسماء و صفات الهی با تجلی ذات در نفس انسان تشریح شده و این ویژگی به عنوان سرّ لیاقت نفس برای مقام خلیفة‌اللهی معرفی می‌گردد. استاد با تحلیل قاعدۀ امکان اشرف و مراتب تشکیک در وجود، به اشکالات وارد بر این نظریه پاسخ داده و تفاوت میان مراتب وجودی را عامل اصلی تفاوت در وجوب و امکان می‌دانند. در نهایت، با تمایز میان رزق ظاهری و معنوی، بر اهمیت توجه به مراتب باطنی هستی تأکید می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

قوام ماهیات مجردات به ذواتشان

10
  • جمهور مشائین اعتراف می‌کنند و قائل به تجرد وجود از ماهیت در واجب تعالی شدند و قائل به مقارنۀ آن وجود با این ماهیت در ممکن هستند، ما به این آقایان این‌طور بگوییم و حرف خودشان را به خودشان برگردانیم؛ خود مفهوم وجود به‌تنهایی اگر اقتضاء تجرد از ماهیت را می‌کند یعنی وقتی که شما وجود را درنظر می‌گیرید دیگر ماهیتی درنظرتان نمی‌آید، هر وجودی باید مجرد باشد در‌حالی‌که این‌طور نیست و موجودات مجرد نیستند فرض کنید موجودات مادی و اینها.[و آن به خلاف آنچه که شما در ممکنات توهم کردید است].

  • و إن اقتضَى اللاتجردَ عنها فالوجودُ الواجبی یَجِبُ أن لا یتجرد عنها و هو بِخلافِ ما اعترفتُم بِه.

  • اگر خود وجود و مفهوم وجود اقتضاء عدم تجرد از او می‌کند، وجود واجبی باید از آن ماهیت مجرد نباشد و آن به خلاف [آنچه که اعتراف کردید] است.

  • و إن لَم یَقتض شیئاً منهما وجبَ أن یکونَ تجردُ وجودِ الواجب لِعلةٍ فَیفتَقِرُ إلى غیرِه فَلا یکون واجباً هذا خلفٌ.

  • اگر لابشرط است نه اقتضاء تجرد از وجود می‌کند بنابراین اگر یک وجود بخواهد اقتضاء عدم تجرد کند نیاز به علت دارد پس وجود واجبی نیاز به علت دارد و اگر نه اقتضاء تجرد بکند و نه عدم تجرد باید تجرد وجود واجب علت داشته باشد و علتی بیاید وجود واجب را مجرد کند، خود وجود اقتضاء تجرد نمی‌کند [به‌خاطر علتی که افتقار به غیر دارد پس واجب نیست و این خلاف فرض است].

  • فإن لَم یَلزَم هذا الإیرادُ هاهنا لَم یلزم إیرادُکم هناک و إن کانَ مدفوعاً هناک بأنَّ المفهومَ المشترکَ لیسَ مقولاً بالتواطؤِ بَل بِالتشکیکِ فَقَد دفعَ هنا أیضاً.

  • اگر بگویید که ایراد در وجود واجب نیست و آن وجود واجب را ما استثناء می‌کنیم خب در سایر مراتب وجود از ممکنات هم همین‌طور است و به آن نفس خود وجود دیگر ایراد وارد نمی‌شود که چون ماهیت دارد در اینجا نباید واجب باشد؟! ممکن است ماهیت داشته باشد درعین‌حال مجرد هم باشد.

/ 0