اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و وجود در مبدعات و مجردات

تبیین تفاوت عروض وجود بر ماهیت با عینیت وجود و ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی شیخ اشراق پیرامون نحوه تحقق ماهیات در عالم مجردات و مبدعات می‌پردازند. بحث اصلی حول این محور است که آیا در موجودات مجرد، وجود بر ماهیت عارض می‌شود یا ماهیت عین وجود است. در این مسیر، اشکالات وارد بر نظریه عینیت وجود و ماهیت در مبدعات مطرح شده و پاسخ‌های دقیق فلسفی به آن‌ها داده می‌شود. استاد با تفکیک میان عالم ماده و عالم مجردات، توضیح می‌دهند که چگونه در مراتب تشکیکی وجود، هر فرد خارجی دارای نوع خاص خود است و تفاوت موجودات در کمال و نقص، ناشی از مراتب وجودی آن‌هاست. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهم‌های رایج در باب امکان ذاتی و نحوه تمایز میان واجب‌الوجود و ممکنات، به بررسی دقیق نسبت میان «بود» و «باید» در فلسفه اسلامی می‌پردازد تا مخاطب با درک عمیق‌تری از مراتب هستی و تفاوت میان علت و معلول آشنا شود.

ماهیت و وجود در مبدعات و مجردات

5
  • هر فرد خارجی مولّد نوع خودش

  • لذا در مراتب تشکیک در وجود قائل بر این هستند که در مراتب مشککۀ وجود، نفس خود مرتبۀ تشکیکی محقق نوعیت آن شیء است و هرکدام از اینها دارای نوع خاص است. من‌باب‌مثال جبرائیل یک نوع خاص از وجود است که وجود او با میکائیل تفاوت می‌کند، میکائیل یک نوع است. یعنی به عدد تعینات خارجیِ انواعِ ابداع، تحقق انواع و فصول خارجی در اینجا محقق است. این‌طور نیست که مثل فرس همه در تحت آن فرس کلی باشند، در تحت آن طبیعت کلی باشند مثل انسان یعنی نفس ناطقۀ انسان همه در تحت آن انسان باشند. فرض کنید غنم کذا و شجر کذا و حجر کذا، تمام اینها در تحت آن طبیعت نوعی باشند. هر فرد خارجی خودش مولد نوع خودش است. آن فرد دیگر مولد آن است؛ یعنی جبرئیل یک نوع است میکائیل یک نوع است عزرائیل یک نوع است اسرافیل یک نوع است ملک مادون او یک نوع است آنکه زیر دست او هست یک نوع هست و هَلُمَّ‌ جَرّاً. عالم عقول هرکدام برای خودشان نوع هستند به‌جهت اینکه هرکدام از اینها یک مرتبۀ خاص از وجود است که با مرتبۀ دیگر تفاوت می‌کند. چطور شما دربارۀ انسان، فرس، غنم، شجر، حجر، ماء، سماء و ارض تمام اینها می‌گویید: انواع مختلفه، در آن عالم هر فردی یک نوع خاص است. آن‌وقت ببینید دیگر چه عالم انواع است! در آنجا هر موجودی یک نوع خاص خودش را دارد که با آن نوع دیگر تفاوت می‌کند اما در اصل وجود در آنجا با همدیگر شریک و متفق و متوافق هستند. خب این یک مسئله بود که این مسئله قابل برای بحث است.

  • مطلب دومی که در اینجا هست این است که قضیۀ امکان با مسئلۀ ترکب ماهیت از جنس و فصل دوتا است یعنی ما یک بحث داریم که بحث امکان است و یک بحث هم داریم که بحث جنس و فصل است. مسئلۀ امکان عبارت از صفتی است که آن صفت عارض بر ماهیت است و صفت ذاتی ماهیت است نه‌اینکه عروض [آن باشد]، این صفت متلاصق با ماهیت است و به‌واسطۀ این صفت این ماهیت از تحت وجوب بیرون می‌آید و این ماهیت حالت استواء طرفین بین وجود و عدم را برای خودش اقتضاء می‌کند. این مسئله مربوط به امکان است و فقط اختصاص به عالم ماده و کون و فساد ندارد. عالم ملائکه، عالم عقول، عالم مبدعات و عالم مجردات هم همین‌طور هستند. تمام اینها مراتب نازلۀ فیض پروردگار هستند و هر مرتبۀ نازلۀ فیض یعنی مرتبۀ معلول و مرتبۀ معلول یعنی مرتبۀ امکان! بنابراین در قضیۀ امکان فقط بحث از عالم ماده و عالم کون و فساد نیست بلکه هر مرتبه‌ای از مراتب نزولِ آن حقیقت وجود بالصرافه و وجود بالبساطه هرکدام از اینها و هر ماهیتی، امکان بر آن صدق می‌کند. جبرائیل، عزرائیل، اسرافیل، وجود عقول، مراتب نازلۀ اسماء و صفات در هر مرتبه ممکنٌ بِالذات هستند همۀ اینها امکان ذاتی دارند.