اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

تحلیل نسبت میان حقیقت وجود و تعینات خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسلک «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر می‌پردازند. بحث با تبیین این دیدگاه آغاز می‌شود که وجود، حقیقتی واحد و متعین در ذات باری‌تعالی است و سایر تعینات خارجی، نه وجودی مستقل، بلکه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در ادامه، ضمن طرح اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و سایر مقررین فلسفه بر این نظریه، استاد با تفکیک میان «وحدت وجود» و «وحدت موجود»، به تبیین دقیق‌تر این مسلک می‌پردازند تا آن را از اعتراضات مصون بدارند. در بخش پایانی، دیدگاه شیخ اشراق در باب ماهیت مجردات و عقول مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان وجود واجب و ممکن از منظر علیت و کمالات وجودی تبیین می‌شود تا روشن گردد که چگونه هر کمالی در معلول، ریشه در فیض و تراوش از علت دارد.

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

7
  • و معنى قولِنا الإنسانُ أو الفرسُ موجودٌ أنَّ لَه نسبةً إلى الواجبِ حتى إنَّ قولَنا وجودُ زیدٍ و وجودُ عمروٍ بِمنزلةِ قولِنا إلهُ زیدٍ و إلهُ عمروٍ.

  • و معنای کلام ما که انسان یا فرس موجود است این است که فقط نسبتی به واجب دارد اما اگر چشم را باز کنید و قدری دقیق‌تر به مسئله نگاه کنید، چشمت را به واجب بینداز، چرا چشمت را به فرس می‌اندازی؟! اینجاست کلام مرحوم آقای حداد راجع به قضیۀ آن مُهر یا قضیۀ سگ مطرح شد که یک وقت ما بر همین تابلو جدای از آن نقاش و صانع نظر می‌اندازیم و یک وقت آن نظر از این تابلو عبور می‌کند و او را می‌شکافد و داخل در او و در باطن او، آن نقاش را می‌گیرد و بیرون می‌آورد.

  • نگرش ذوق المتألهین به ماورای تعینات وجودی

  • در کیفیت آراء ذوق المتألهین این قضیه به چشم می‌خورد؛ اینها در اشیاء خارج و تعینات خارج به خود این موجودات متعینه نگاه نمی‌کنند. چشم اینها غیر از آنچه که مربوط به ماست و غیر از شبکیه و قرنیه‌ای که دارد یک چیز اضافه دارد و آن اضافه است که از آن عبور می‌کند که به آن بُعد پنجم تا بُعد ششم می‌گویند، آن بُعد پشت و ماوراء ـ البته مثال می‌زنیم! ـ ماده را این چشم می‌بیند و وقتی که آن را دید دیگر به ماده ترتیب‌اثر نمی‌دهد و دیگر حساب و وزانی برای ماده نمی‌تواند باز کند؛ نه ماده و نه غیر ماده، فرق نمی‌کند هر چیزی که مهر امکان بر او خورده باشد و إن‌شاءالله خدا قسمت ما کند که چنین مسئله‌ای نصیب شود.

  • أنَّ لَه نسبةً إلى الواجبِ ... اینها نسبتی به واجب دارند نه‌اینکه واقعاً وجود دارند بلکه انتساب و ارتباطی در اینجا هست که حتی می‌گوییم: وجود زید و وجود عمرو به‌منزلۀ این است که بگوییم: إله زید و إله عمرو، چون به تعداد موجودات تعدد آلهه در اینجا محقق است زیرا نظر به آن شیء نیست بلکه نظر به همان وجود متنازل است و وجود متنازل هم که اوست، بنابراین اوست که به هر شکلی درآمده است. هر لحظه به شکلی بت عیار برآمد،1 این مطلب اشاره به این نکته است.

    1. توحید علمی و عینی، ص 84، تعلیقه 2:
      هر لحظه به شکلى بت عیّار بر آمد***دل برد و نهان شد
      هر دم به لباس دگر آن یار بر آمد***گه پیر و جوان شد