اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

تحلیل نسبت میان حقیقت وجود و تعینات خارجی

14٬101
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسلک «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر می‌پردازند. بحث با تبیین این دیدگاه آغاز می‌شود که وجود، حقیقتی واحد و متعین در ذات باری‌تعالی است و سایر تعینات خارجی، نه وجودی مستقل، بلکه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در ادامه، ضمن طرح اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و سایر مقررین فلسفه بر این نظریه، استاد با تفکیک میان «وحدت وجود» و «وحدت موجود»، به تبیین دقیق‌تر این مسلک می‌پردازند تا آن را از اعتراضات مصون بدارند. در بخش پایانی، دیدگاه شیخ اشراق در باب ماهیت مجردات و عقول مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان وجود واجب و ممکن از منظر علیت و کمالات وجودی تبیین می‌شود تا روشن گردد که چگونه هر کمالی در معلول، ریشه در فیض و تراوش از علت دارد.

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسلک «ذوق المتألهین» در باب وحدت وجود و کثرت مظاهر می‌پردازند. بحث با تبیین این دیدگاه آغاز می‌شود که وجود، حقیقتی واحد و متعین در ذات باری‌تعالی است و سایر تعینات خارجی، نه وجودی مستقل، بلکه ظهورات و نمودهای آن حقیقت واحد هستند. در ادامه، ضمن طرح اشکالات مطرح‌شده توسط مرحوم آخوند و سایر مقررین فلسفه بر این نظریه، استاد با تفکیک میان «وحدت وجود» و «وحدت موجود»، به تبیین دقیق‌تر این مسلک می‌پردازند تا آن را از اعتراضات مصون بدارند. در بخش پایانی، دیدگاه شیخ اشراق در باب ماهیت مجردات و عقول مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد و تفاوت میان وجود واجب و ممکن از منظر علیت و کمالات وجودی تبیین می‌شود تا روشن گردد که چگونه هر کمالی در معلول، ریشه در فیض و تراوش از علت دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین مسلک ذوق المتألهین در وحدت وجود

9
  • نکته‌ای که در آن جلسه عرض کردم که نمی‌دانم درنظر مانده یا نه، این است که ما در اشتقاق نه نظر به ذات داریم و نه نظر به مبدأ اشتقاق داریم بلکه ما در اشتقاق، ذات را با کیفیت مرتبط با مبدأ باید درنظر بگیریم و معنای تامر این نیست که قیافه‌اش خرما شده است! بعضی‌ها به‌واسطۀ کاری که می‌کنند تغییر شکل می‌دهند! خرمافروش این نیست که حالا قیافه‌اش خرما شده باشد، نه! بلکه این کیفیت ارتباط، ایستادن، خرما را در جلو گذاشتن، وزن کردن و به مشتری دادن ‌أمرٌ حقیقیٌ یا این‌هم اعتباری است؟! این دیگر حقیقی است. این مبدأ اشتقاق مصحح حمل تامر بر اوست.

  • بنابراین ما در مسئلۀ تامر، ذات مِن حیثُ هی ذات را درنظر نداریم بلکه ذات من حیثُ لَه تعلق بِتمر و هذا التعلقُ له حقیقةً خارجیةً مجموع این حقیقت خارجی ـ آوردن، برداشتن، در پاکت گذاشتن و فروختن ـ موجب شده است که صدق مشتق بر آن ذات جایز باشد و اگر این نبود ...، الآن روی درخت در عربستان هم خرما هست، به من چه ربطی دارد؟! من که تامر نیستم. فرض کنید در دنیا آهن خیلی زیاد هست من که حداد نیستم! حداد به کسی می‌گویند که با آهن سروکار دارد، آهن از اینجا برمی‌دارد در کوره می‌گذارد، به او چکش می‌زند، صافش می‌کند و تبدیل به بیل و کلنگ و امثال‌ذلک می‌کند. این ارتباط و این وضعیت مبدأ اشتقاق است، نه خود حدید تنها و نه خود تمر به‌تنهایی! در اینجا قدری تسامح شده است و همین‌طور نسبت به آن افرادی که داریم.

  • و لا کونَ ما صَدقَ علیه أمراً منتسباً إلى المبدإ لا معروضاً لَه بوجهٍ مِنَ الوجوهِ کما فی الحدادِ المأخوذِ منَ الحدیدِ و التامرُ المأخوذُ مِن التمرِ على أنَّ أمرَ إطلاقِ أهلِ اللغةِ و أربابِ اللسانِ لا عبرةَ به فی تصحیحِ الحقائقِ.

  • و منافات ندارد به اینکه آن چیزی که بر او صدق می‌کند امری باشد ... یک مسئله که مصحح کلام همین آقایان است. دوم اینکه مگر هرچه اهل لغت گفته‌اند ما باید گوش بدهیم؟ نه! بیخود گفته‌اند! در مسئلۀ حقایق که ما نباید به قول لغوی مراجعه کنیم، لغت دست خود ماست و هرچه را که ما صلاح بدانیم از نقطه‌نظر انطباق بر یک حقیقت می‌توانیم اطلاق کنیم ولو اینکه لغوی اجازه ندهد! مثلاً در باب مجازات، برگشت استعاره و صحت استعاره به همان ذوق سلیم و به کیفیت صحت و تناسب با آن کلام مستعار و آن ذات مستعارٌ إلیه است حالا چه اهل لغت اجازه بدهند یا ندهند مثلاً چون اسد کریه رائحة الفم است [پس] به شخصی که بوی بد دهان دارد اسد گفته شود! نه! چنین چیزی را ولو اینکه خود واضع گفته اطلاق ندارد، می‌گوییم که واضع اشتباه کرده است! این باید تناسبی باشد، اسد به رجل شجاع اطلاق می‌شود، حالا آن رجل شجاع به این لحاظ می‌شود.

/