اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ملاک موجودیت و تحقق اعیان در هستی

بررسی دیدگاه‌های فلسفی درباره کیفیت وجود و ظهور اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت و ملاک موجودیت اعیان در عالم هستی می‌پردازند. بحث با طرح سه دیدگاه کلان در باب حقیقت وجود آغاز می‌شود؛ دیدگاه نخست به اختلاف حقیقی در مراتب وجود اشاره دارد، دیدگاه دوم به اصالت ماهیت و اعتباری بودن وجود می‌پردازد و دیدگاه سوم که به ذوق متألهین منسوب است، بر وحدت شخصی وجود و انحصار آن در ذات پروردگار تأکید می‌ورزد. در این میان، استاد با نقد دیدگاه‌های مخالف، به تحلیل دقیق معنای «الله نور السماوات و الارض» و تفاوت میان وجود استقلالی و ظهورات نوری می‌پردازند. ایشان با تفکیک میان «بود» و «نمود»، کیفیت تعلق ماهیات به مبدأ هستی را شرح داده و با نقد استدلال‌های صاحب اشراق، تبیین می‌کنند که چگونه کثرات خارجی، ظهورات و اطوارِ همان حقیقت واحد هستند، بدون آنکه تعدد ظهورات، موجب تعدد در مظهر گردد.

ملاک موجودیت و تحقق اعیان در هستی

3
  • مثلاً شخصی می‌آید برای شما صحبت می‌کند و مشکلات شما را برطرف می‌کند و با عبارات خودش راه شما را باز می‌کند. می‌گویید که عجب کلام نورانی‌ای داشت! مشکلات ما را برطرف کرد درحالی‌که این فقط صحبت کرده است. ممکن است در تاریکی هم صحبت کرده باشد اما این معنای نورانیت ممکن است در مظاهر مختلف پیدا بشود که هیچ‌کدام ارتباطی با همدیگر ندارند گرچه از نقطه‌نظر مابه‌الاِشتراک معنوی همۀ اینها باهم شریک هستند ولی از نقطه‌نظر مصادیق خارجی چه ارتباطی به‌هم دارند؟ کلام، صوتی است که از فم بیرون می‌آید و نور سراج حقیقتی است که از آن سراج بیرون می‌آید و ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ آن حقیقتی است که خودش مبدع اشیاء است و اضافۀ آن اضافۀ اشراقیه است. اضافۀ نوریه اضافۀ اشراقیه است و مسئله هیچ ارتباطی اصلاً با همدیگر ندارد. درعین‌حال ما به همه [نور] می‌گوییم. این قول به این مسئله قائل است.

  • قول دیگر که قول صدرالدین قونوی صاحب اشراق است ایشان که قائل به اصالة الماهیه هستند می‌گویند که آقا مسئلۀ وجود انحصار به ذات پروردگار دارد و مسئلۀ وجود در باقی اشیاء فقط صرفاً یک نوع جهت اعتبار است چون قائل به اصالة الماهیه هستند چون اگر وجود بخواهد در خارج مانند ذات باری تأصل داشته باشد آن وجود هم باید موجود باشد یعنی وجود باید ذاتی باشد که وجود بر آن ثابت شده باشد و همان دم و دستگاه‌ها می‌آیند که یا به همین وجود است و دور لازم می‌آید یا به وجود دیگر است چون در آن نسبت، نفس نسبت ذات با آن وجود و اینکه آیا آن نسبت موجود است یا نه، نقل کلام در آن نسبت می‌شود و آن نسبت هم باید وجود داشته باشد، موجود است باز دوباره نقل کلام در آن نسبت می‌شود و هَلُمُّ جَرّا که البته جوابش را مدت‌ها قبل مرحوم آخوند در اسفار دادند و گفتند که الوجودُ موجودٌ بِنفس هذا الوجود لا بِذاتٍ آخَر و بحث مشتق در آنجا پیش می‌آید. البته ما این کلام صدرالدین قونوی را در اینجا ذکر نمی‌کنیم فقط همان عباراتی که مرحوم آخوند آوردند می‌گوییم.