
تبیین کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه
بررسی تفاوت وجودات خاصه و جایگاه وجود مطلق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه مشاء و نقد آن میپردازند. بحث با بررسی نحوه عروض وجود بر ماهیت در ممکنات و تفاوت آن با ذات واجب آغاز میشود. در ادامه، این پرسش مطرح میگردد که اگر هر وجودی خاص است، چگونه میتوان وجود مطلق را بر آن حمل کرد و آیا این حمل مستلزم احتیاج وجود خاص به وجود مطلق است یا خیر. استاد با تحلیل دیدگاه مشائین و تبیین تکثر وجودات، به این نتیجه میرسند که تکثر موجودات نه از ناحیه ماهیات، بلکه از ناحیه خودِ نفسِ وجود است. در نهایت، با اشاره به مبانی عرفانی و نظریه صدرالمتألهین، تفاوت میان وجودات خاصه و وجود مطلق و نحوه سریان حقیقت الهی در مراتب کثرت با حفظ بساطت و صرافت ذات تبیین میشود تا روشن گردد که چگونه حقیقت واحد در عین کثرت، وحدت خود را حفظ میکند.
تبیین کیفیت تصویر حقیقت اشیاء در فلسفه
1درس سیصد و هفتم
کیفیت تصویر حقیقت اشیاء
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
و حینَ اعترضَ علیهم بِأنَّ الوجودَ الخاصَ أیضاً یحتاجُ إلى الوجودِ المطلقِ ضرورةَ امتناعِ تحققِ الخاصِ بدونِ العام.
أجابوا بِأنَّه وجودٌ خاصٌ متحققٌ بِنفسِه لا بِالفاعلِ قائم بذاتِه لا بِالماهیةِ غنی فی التحققِ عن الوجودِ المطلقِ و غیرِه مِن العوارضِ و الأسبابِ.1
مرحوم آخوند در نقل کلام مشائین نسبت به کیفیت تصویر حقیقت اشیاء فرمودند که مسئلۀ حقیقت اشیاء، بروز وجود بر ماهیت در ممکنات و بر ذات واجب بدون لحاظ ماهیت در واجب است. در واقع وجود واجب عین ذات اوست نهاینکه قائم به ذات او باشد اما در ممکنات وجود بر ماهیات عارض مىشود و این عروض به معناى عَرَض مصطلح خارجى نیست مانند کیف و کم و سایر اعراض که اقتضاء وجود معروض و تقدم آن معروض را مىکنند ولو عقلاً بلکه جهت این عروض صرفاً لحاظ انتساب است یعنى وجود منتسب به ماهیت است و این انتساب این وجوب به ماهیت به معناى کونِ ماهیت در خارج است. این کلام مشائین بود.
منتها در مورد بارى تعالى، وجود بارى عارض بر ذات او نیست بلکه وجود بارى عبارت از عین ذات او است یعنى ذات او عبارت از وجود است!
وجود او عبارت از حقیقتى است که آن وجود از حقیقت انتزاع مىشود نهاینکه آن حقیقت و ذات شیئى است و بعد ما وجود را به آن شیء نسبت مىدهیم. مىگوییم که ذات بارى موجود است یعنى ذات بارى لَهُ الوجود! این غلط است! لیسَ لِذاتِ البارى وجودٌ زائد على ذاتِه و لکن لِذاتنا وجودٌ زائدٌ على ذاتِنا ما یک وجودى زائد بر ذات خود داریم، ذات ما عبارت است از ماهیاتى که مختلفة الحقایق هستند، با اضافۀ آن وجود بر این ذات ماهیت در خارج تحقق عینى پیدا مىکند ولى ذات بارى ذاتى نیست که وجود بر او عارض شود و با اضافۀ وجود بر این ذات، وجود بارى در خارج تحقق پیدا کند بلکه ذات بارى خودش قائم به ذات است و چیزى بر او عارض نمىشود. این کلام، کلام مشائین است.
- . الحکمة المتعالیة، ج ۱، ص ۲5۰.
