اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تحقق صور علمیه در نفس انسان

نقش تجرد نفس و مراتب وجودی در ادراک حقایق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق صور علمیه در نفس انسان می‌پردازند. بحث با بررسی ماهیت وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی آغاز می‌شود و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که نفس ناطقه با بهره‌گیری از تجرد خود، صور علمیه را خلق می‌کند. در ادامه، مسیر انتقال این صور به نفس از طریق وسائط عالم بالا یا ارتقای مرتبه تجردی خودِ انسان تشریح می‌شود. استاد با نقد برخی دیدگاه‌ها پیرامون عجز عارفان، بر این باورند که در هر مرتبه از مراتب کمال، مشاهدات سالک حق و صحیح است و تفاوت در مراتب ادراک، ناشی از سعه وجودی افراد است. در نهایت، بحث به مسئله فناء ذاتی و رفع حجاب إنیّت ختم می‌شود که در آن، سالک به حقیقتِ عدم استقلالِ تعینات در برابر ذات اقدس پروردگار پی می‌برد و تفاوت عارف و جاهل را تنها در میزان انکشاف این حقیقت می‌داند.

کیفیت تحقق صور علمیه در نفس انسان

4
  • حالا شما بفرمایید که بله به کُنه علم و به انتهاء علم نمی‌رسد، اشکال ندارد ولی آنچه را که ادراک می‌کند صحیح است و آن را که دیگر نمی‌توانیم حذف کنیم و رد کنیم. در هر مرتبه از مراتب صفات و اسماء که نفس حرکت می‌کند و تجرد پیدا می‌کند تا با آن مرتبه وحدت پیدا نکرده انتقاش صور علمیه در آنجا بی‌معنا و لغو خواهد بود. پس باید نفس در هر مرتبه‌ای که برای آن عالم ظهور پیدا می‌کند و در هر مرحله‌ای که در آن مرحله نفس استقرار پیدا می‌کند مشاهداتش در آن مرتبه مشاهدات صحیح و حق باید باشد.

  • وحدت مشاهدات یکی از مبانی مسئلۀ وحدت وجود در عرفان نظری

  • بله، انسان در فناء اسم علم می‌تواند به علم به مقدار سعۀ خودش اطلاع پیدا بکند ولی آن مقدار صحیح است و باطل نیست! اینکه شما در اینجا می‌فرمایید: فَغایةُ عرفانِ العارفین إقرارُهم بِالعجزِ و التقصیر در چه مرتبه‌ای هست؟! آیا آنچه را که اینها در آن مرتبه کسب کردند هم باطل است؟! آیا مشاهدات عالم عقل آنها هم باطل است؟! آیا مشاهدات عالم لاهوت، جبروت، قدرت، حیات، رزق، علم و تمام این عوالم، اسماء جمالیه و جلالیه پروردگار همه جهل است و همۀ اینها تصورات و تخیلات است یااینکه نه، تمام اینها حق است ولی به مقدار سعۀ وجودی او در آن اسم از آن اسم بر این تجلّی می‌کند؟! ما حرفی نداریم، اشکال ندارد! آن مقداری که شخص عادی فانی در اسم علیم می‌شود با آن مقداری که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فانی در آن اسم علیم می‌شود تفاوت دارد ولی هردو یک مطلب را به حق ادراک می‌کنند، حالا او بیشتر ادراک می‌کند، تودرتو ادراک می‌کند، باطن بیشتری را ادراک می‌کند.

  • فرض کنید یک تابلویی در اینجا منقوش شده است یک وقت می‌آییم نگاه ابتدائی می‌کنیم و می‌گوییم که چه رنگ‌هایی در اینجا هست! اصلاً کاری نداریم که اینها رنگ‌ها به چه صورتی درآمده است. می‌گوییم: نگاه کن ببین در این تابلو رنگ زرد، قرمز، سبز و بنفش هست! دوباره یک نگاه می‌کنیم که این تابلوی چه رنگی و به چه صورت است! می‌گوییم: به شکل گنجشک و بلبل و درخت است! اینجا سبزه هست و آنجا نهر آب هست! دوباره یک نظرۀ جدید می‌کنیم می‌بینیم چقدر این را قشنگ کشیده و چقدر دقیق این را متوجه شده است و عجب نقاشی بوده است! باز یک نگاه دیگر می‌کنیم می‌گوییم که نکند این نقاش یک چیزهایی خواسته به‌کار ببرد، یک رمز و رموزاتی خواسته بگوید و این نقشش اشاره به یک مطالبی است و یک اشاراتی را در این خواسته بفهماند! وقتی که به آن اشارات رسیدیم باز دوباره ممکن از آن مطلب به سایر مسائل پی‌ببریم برحسب مقدار ظرفیت و علمی که ما نسبت به جریانات داریم و قضایا و قرائنی که در اینجا وجود دارد همین‌طور مرتبه‌به‌مرتبه از یک نقطه‌ به نقطۀ دیگر منتقل می‌شویم تااینکه برحسب سعۀ وجودی بعضی‌ها یک مطالبی دیگری هم در اطلاع پیدا بکنند که همین‌طور تودرتوست.