
کیفیت تحقق صور علمیه در نفس انسان
نقش تجرد نفس و مراتب وجودی در ادراک حقایق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق صور علمیه در نفس انسان میپردازند. بحث با بررسی ماهیت وجود ذهنی و تفاوت آن با وجود خارجی آغاز میشود و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که نفس ناطقه با بهرهگیری از تجرد خود، صور علمیه را خلق میکند. در ادامه، مسیر انتقال این صور به نفس از طریق وسائط عالم بالا یا ارتقای مرتبه تجردی خودِ انسان تشریح میشود. استاد با نقد برخی دیدگاهها پیرامون عجز عارفان، بر این باورند که در هر مرتبه از مراتب کمال، مشاهدات سالک حق و صحیح است و تفاوت در مراتب ادراک، ناشی از سعه وجودی افراد است. در نهایت، بحث به مسئله فناء ذاتی و رفع حجاب إنیّت ختم میشود که در آن، سالک به حقیقتِ عدم استقلالِ تعینات در برابر ذات اقدس پروردگار پی میبرد و تفاوت عارف و جاهل را تنها در میزان انکشاف این حقیقت میداند.
کیفیت تحقق صور علمیه در نفس انسان
2فرق وجود ذهنی با وجود خارجی
فرق این وجود ذهنی با وجود خارجی در کیفیت وجود است. در وجود خارجی، کیفیت وجود کیفیتِ مادی است اما در وجود نفسی کیفیت تجردی است اما اگر این خصوصیت وجودی و امتیاز وجودی را از آنها بگیریم از نقطهنظر ماهیت هیچگونه تفاوتی بین وجود ذهنی با وجود خارجی نیست.
اشکال بر کلام مرحوم آخوند در تعریف ماهیت
پس اینکه مرحوم آخوند در اینجا میفرمایند: وجودِ ماهیت عبارت از وجود خاص است که وجود به او تعلق میگیرد خالی از مسامحه نیست زیرا ماهیت وجود خاص است پس از آن هنگام که وجود عام عارض بر آن شده نه قبل از تعلق وجود عام بر او، مسئلۀ ماهیت در ذهن با ماهیت در خارج یکی است و تفاوتی ندارد. ذهن این ماهیت را وجود خاص میکند ماهیت را تبدیل به وجود خاص میکند همانطوریکه وجود عام در خارج ماهیت را تبدیل به وجود خاص میکند. پس یک وجود بیشتر نیست! حالا این وجود عام عارض بر حدودی میشود که آنها مقید آن وجود عام هستند نهاینکه آن حدود وجود خارجی دارند چون اگر وجود خارجی داشته باشند دیگر عروض وجود عام بر آنها بلا معنا و لغو است.
تعریف ماهیت
ماهیت عبارت از آن حدی است که آن حد خودش نحوٌ مِنَ الوجود است که آن وجود عام به این نحوٌ مِنَ الوجود خود را نازل میکند و این مطلب را مقایسه کردن و تشبیه کردن با عروض عَرَض بر معروض خالی از مسامحه نیست زیرا در بحث عرض و معروض سبق زمانی وجود معروض در اینجا باید لحاظ بشود درحالیکه در تصورات ذهنی ما و در وجود ذهنی، سبق زمانی برای ماهیت اصلاً معنا ندارد.
تحقق نفسی ماهیت به خلق نفس
آن نفس ماهیت و نفس تحقق خارجی یعنی تحقق نفسی ماهیت به خلق نفس است. چطور ماهیت قبل از خلق نفس وجود داشته باشد؟! همینکه شما یک شیء را تصور میکنید یعنی وجود مجرده نفس شما خلق آن شیء را کرده است و اگر وجود در اینجا نبود آن تصور هم بلا معنا و لغو بود و دیگر معنا نداشت! این یک مسئله بود که در اینجا لحاظ شد.
