اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی

تبیین وحدت میان معلوم بالذات و عین خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون کیفیت ارتباط میان وجود ذهنی و وجود خارجی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج که وجود ذهنی را صرفاً یک اضافه یا کیف نفسانی می‌دانند آغاز شده و با تبیین جایگاه خلاقیت نفس در ایجاد صور ذهنی ادامه می‌یابد. استاد با تأکید بر اینکه وجود ذهنی از مرتبه‌ای قوی‌تر و مجردتر برخوردار است، به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه انسان با وجود فاصله مادی، نسبت به اعیان خارجی معرفت پیدا می‌کند. ایشان با رد نظریه حجاب میان ذهن و خارج، بر این نکته تأکید می‌ورزند که معرفت حاصل، ناشی از نوعی وحدت میان وجود مجرد ذهنی و وجود مادی خارجی است. در نهایت، این جلسه با تبیین این حقیقت که ماهیات همگی وجودات خاصه هستند و صور ذهنی، انعکاسی از فیوضات عالیه بر نفس می‌باشند، به پایان می‌رسد.

ماهیت و کیفیت ارتباط وجود ذهنی با وجود خارجی

3
  • خب اشکالی که در اینجا متوجه آنها می‌شود می‌گویند: وقتی که این صورت ازبین می‌رود باز آن نقش در ذهن می‌ماند، خب این با مرآت تفاوت دارد. این اشکال را چطور جواب می‌دهید؟! لذا چاره‌ای نیست که قائل به یک وجود ذهنی برای نفس بشویم! اینها در این مسئله گیر کرده‌اند یعنی مانند فخر رازی و امثال‌ذلک که صور ذهنی را عبارت از یک نوع اضافۀ نفس با خارج می‌دانند، در مسئلۀ انمحاء آن صورت خارجی و بقاء صورت ذهنی در اینجا دچار اشکال می‌شوند که اگر قرار باشد نفس مانند مرآت باشد، در اینجا چطور این اشکال را برطرف کرد؟

  • لذا یک عده‌ای قائل به یک نحو غیر از وجود ذهنی [شده‌اند]، گفته‌اند که نفس برای خودش یک وجودی دارد، بر این نفس چیزی اضافه نمی‌شود و نفس چیزی را خلق نمی‌کند بلکه فقط صورت عبارت از کیف نفسانی است مانند کیف خارجی چطور اینکه کیف خارجی مانند بیاضیت عارض بر این قرطاس می‌شود، کیف نفسانی هم مانند این صور عارض بر نفس می‌شود، نه چیزی را به نفس اضافه می‌کند و نه چیزی را از نفس کم می‌کند! اتفاقاً این قول، قائل هم زیاد دارد که در اینجا با حذف وجود ذهنی قائل به معروضیت نفس برای عروض این صور ذهنی هستند.

  • خب مسئله‌ای که در اینجا مطرح می‌شود این است که ما اگر واقعاً حقیقت وجود را ادراک کنیم، نسبت به این مطلب دیگر اشکال و صعوبتی به‌نظر نمی‌آید چرا؟! چون مسئلۀ نفس، تجرد نفس، خلاقیت نفس و وجود زائد بر وجود نفس که عبارت از وجود صور متخیله و صور ذهنیه است، تمام اینها معلول علل و مبادی عالیه است که آن علل و مبادی عالیه موجب انتقاش این صور در نفس هستند و علل و مبادی عالیه که لا یُعدُّ و لا یحصیٰ است! آن علل و مبادی عالیه که وجود آنها وجود لا یتناهی است! وجود آن علل عالیه که وجود آنها وجود اطلاقی است همان‌طوری‌که هرچه در این عالم از نقطه‌نظر صور خارجی و اعیان خارجی تحقق پیدا بکند لا یَشذ عنه مثقالُ ذرةٍ و لا یَقِلُّ عَنه ذرة بل کائنٌ کما کان و الآن هو کما کان، وجود اطلاقی و لا یتناهی او به صورت اعیان خارجی موجب قلّت آن حصۀ وجودی و تشخص خارجی او نیست، همین‌طور تمام آن صوری که در نفس دائماً و متوالیاً و متواتراً همین‌طور نقش می‌بندد، به‌واسطۀ آن علل عالیه بر این نفس تنازل پیدا می‌کند و دیگر اشکالی هم ندارد. منتها در کیفیت وجود بحث است که کیفیت وجود به تصور ما، آن صور خارجی و اعیان خارجی از حصۀ بیشتری از وجود برخوردار هستند اما وجود ذهنی را یک وجود قلیل و خفیف و بسیط می‌دانیم درحالی‌که مطلب به عکس است!