
تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت
تحلیل فلسفی نحوه حمل وجود بر ماهیت و رفع شبهات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر قیام وجود به ماهیت آغاز میشود؛ اینکه اگر وجود قائم به ماهیت باشد، آیا لازم میآید که ماهیت پیش از وجود، در خارج محقق باشد یا خیر. استاد با تفکیک میان عوارض ذاتی ماهیت و عوارض خارجی، توضیح میدهند که ذهن چگونه میتواند ماهیت را بدون لحاظ وجود یا عدم تصور کند. در ادامه، با بهرهگیری از قاعده فرعیت، به این پرسش پاسخ داده میشود که چگونه میتوان وجود را بر ماهیت حمل کرد بدون آنکه دچار محذور دور یا تسلسل شد. در نهایت، تفاوت میان وجود ذهنی و وجود خارجی و نقش ذهن در خلق ماهیت تبیین میگردد تا روشن شود که چرا این نوع از حمل، مستلزم تقدم وجودی یا محالات عقلی نیست و چگونه شبهات پیرامون آن مرتفع میشود.
تبیین کیفیت ارتباط وجود و ماهیت
1درس سیصد و سوم
نحوۀ ارتباط بین وجود و ماهیت (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
طَریقٌ آخَر لَو قامَ الوجودُ بِالماهیةِ فالماهیةُ المَعروضةُ إمّا مَعدومةٌ فَیَتناقَض أو موجودةٌ فَیدور أو یَتسلسَل.1
در این طریق که خیلی راحتتر نسبت به طریق گذشته بحث میشود، مرحوم آخوند میفرمایند که اگر وجود قائم به ماهیت باشد یا به ماهیتِ موجود قائم است که دور یا تسلسل لازم میآید که در جلسۀ قبل گذشت و یا به ماهیت معدومه تعلق پیدا میکند که متناقض است چون ماهیت معدومه که تحصل خارجی ندارد، پس چطور یک شیء قائم به اوست؟!
بعضیها در اینجا بین لوازم ذاتی ماهیت و لوازم خارجی و عوارض خارجی بر ماهیت خلط کردند و گفتند که چطور شما یکسری لوازم دارید که بر ماهیت حمل میکنید و نیازی به وجود یا عدم ماهیت نیست مثلاً زوجیت را بر اربعه حمل میکنید؛ الأربعةُ زوجٌ سِواءٌ کانَت فی خارجٍ أو لا تکون در اینجا هم ما همینطور میگوییم که وجود مِن حیثُ هو هو، لا مِن حیثُ الوجود و لا مِن حیثُ العَدم قائم به ماهیت است. بنابراین در اینجا اشکالی لازم نیست و وجود به خود ماهیت تعلق میگیرد.
جوابی که مرحوم آخوند میدهند خیلی جواب واضحی است! میفرمایند که قیام شیء به شیء فرض تحصل او در خارج است. وقتی که یک شیئی در خارج محصل نباشد دیگر نمیتواند موضوع برای عرض قرار بگیرد! این یک مسئلۀ پیش پا افتاده است!
انواع عرض!
ما عوارض متفاوتی داریم؛ یک عرض داریم که بر شیء خارجی بهلحاظ نفس ذات قائم میشود و یک عرض داریم که به شیء خارجی بهلحاظ وجود او در خارج قائم میشود؛ آن که بهلحاظ نفس ذات است مِن حیثُ هی هی است مثل اینکه میگوییم: از لوازم مثلث این است که زوایای ثلاث او مطابق با 180 درجه باشد یااینکه از لوازم ذاتیۀ اربعه زوجیت است یا از لوازم ذاتیۀ انسان تعجب است. تعجب و فُسود2 و آثار ذاتی به طبیعت نوعیه برمیگردد که آن طبیعت نوعیه یکسری لوازم ذاتی و عوارض ذاتی دارد ولی اگر صفتی یا عرضی بهلحاظ تحصل خارجی بر موضوعی حمل بشود حالا یا این حمل، حمل ذاتی باشد و یا حمل غیر ذاتی باشد [فرق ندارد]. [حمل] ذاتی مانند اینکه یک شیء علت برای شیء دیگر باشد مثل برودت که علت برای مائیت است یااینکه مانند سایر عوارض غیر ذاتی باشد [مثل] بیاض که بر موضوع عارض میشود و تقدم زمانی را اقتضاء میکند که در اوّلی تقدم ذاتی بود که جنبۀ علیت داشت. در برودت و در تمام اینها احتیاج به تحصل خارجی دارد و ما نمیتوانیم به ماهیت مِن حَیثُ هیَ هیَ اطلاق کنیم.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 246.
- . فَسَدَ، فَساداً و فُسوداً: آن چیز فاسد شد، برخلاف درست شد است. (محقق)
