
اتحاد وجود و ماهیت در خارج
تبیین چگونگی تحقق و ارتباط وجود با ماهیت در موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه ارتباط وجود و ماهیت در خارج میپردازند. بحث با نقد برخی برداشتهای نادرست از مفاهیم فلسفی آغاز شده و سپس به بررسی اختلاف مفهومی وجود و ماهیت و ضرورت تفکیک میان معنای عام و سعی وجود با وجود خاص هر موجود پرداخته میشود. در ادامه، استاد با رد نظریات انضمامی و اعتباری، به بررسی این پرسش میپردازد که آیا وجود بر ماهیت عارض میشود یا عین آن است. با تحلیل براهین عقلی و ابطال فرضهای دور و تسلسل، این نتیجه حاصل میشود که وجودِ ممکن در خارج، عین ماهیت آن است و این اتحاد، کلید فهم تحقق موجودات در عالم واقع است. این مباحث به مخاطب کمک میکند تا از نگاه سطحی به هستی عبور کرده و با نگاهی دقیقتر، نسبت میان حقیقت وجود و تعینات ماهوی را درک کند.
اتحاد وجود و ماهیت در خارج
4البته دلیلی هم آوردند که دلیل قابل توجهی هم هست که ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ﴾ به معنای افتتاح است و افتتاح در هر سوره با افتتاح در سورۀ دیگر تفاوت میکند. یعنی ما با این نحوه در این سوره وارد میشویم. نحوۀ افتتاح ما در سورۀ تین و نحوۀ افتتاح در سورۀ نصر تفاوت میکند. نحوۀ افتتاح در سورۀ توحید با نحوۀ افتتاح در سورۀ هل أتی فرق میکند. این کیفیت افتتاح که هر سوره یک معنای خاص به خودش را دارد و حکایت از یک معانی مخصوص به خود میکند موجب شده است ﴿بِسۡمِ ٱللَهِ﴾ که در اول آن سوره هست بهعنوان جزء آن سوره محسوب بشود. مثل اینکه کسی خواندن سورۀ توحید را قصد کرده است اما یکدفعه بخواهد سورۀ ﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ﴾ را بخواند، خب این ما وقعَ لم یُقصد و ما قُصد لم یَقع این اشکال دارد و انسان هر سورهای را که نیت میکند باید همان سوره را قرائت کند.
اینهم از باب تشبیه بنا بر این فتوا عرض کردم که وجودی که الآن این وجود را بر آن موضوع حمل میکنید، این وجود خاص به آن موضوع است و وجود دیگر دخل و ارتباط و علاقهای به او ندارد. مثل اینکه ما یک مکان داریم و این مکان معنای سِعی است زیدٌ مُتحیزٌ، زیدٌ جالسٌ خب اینکه میگوییم: زیدٌ جالسٌ یک وقتی معنای جلوس فقط مورد نظر ما هست یعنی نفس جلوس فی أیّ مکانٍ و فی أیّ لحاظٍ این همان معنای سعی میشود. یک وقتی میگوییم: زیدٌ جالسٌ فی المَدرسة وقتی که میگوییم: زیدٌ جالسٌ فی المَدرسة شخص سؤال میکند که این زید در کجای مدرسه و در چه نقطه جالس است؟ بعد میگوییم: عمروٌ جالسٌ فی زاویةٍ کَذا و زیدٌ جالسٌ فی وسطِ المَدرسة فی وسطِ الصَّحن و مثلاً بَکرٌ جالسٌ فی الغُرفة این نحوۀ جلوس تفاوت میکند. جلوس در غرفه با جلوس در صحن و جلوس در زاویه با ـ منبابمثال ـ جلوس در عتبه [فرق میکند] و تمام اینها جلوسهای متفاوتی است. نفس جلوس، واحد است اما تحیز این جلوس متفاوت است. گاهی اوقات تحیز به غرفه و گاهی اوقات به صحن و گاهی اوقات به جایی دیگر تعلق گرفته است. پس وقتی که میگوییم: زیدٌ جالسٌ فی المَدرسة به ذهن این میآید که جلوس در چه نقطهای واقع شده است؟ لذا سؤال میکنیم که آقا این جلوس کجا هست؟ اگر فرض کنیم این حرف را نمیزنیم. اگر بگوییم: زیدٌ موجودٌ کسی نمیگوید که زیدٌ موجودٌ کجا هست؟! یعنی زیدٌ یک موجودٌ یعنی فقط یک تحقق کون بر او هست زیدٌ موجودٌ اما بهحسب دقت، اهل دقت و تحقیق باید این نکته را رعایت کنند. این مطلبی بود که خواستم راجع به بحث گذشته عرض کنم.
