
تفاوت ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
بررسی ادله تمایز مفهومی و اتحاد خارجی وجود و ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث فلسفی «تفاوت ماهیت و وجود» میپردازند. بحث با بررسی ادلهای آغاز میشود که فلاسفه برای اثبات تمایز میان مفهوم ماهیت و مفهوم وجود اقامه کردهاند؛ از جمله مسئله انفکاک در تعقل و شک در وجود عینی پس از تصور ماهیت. در ادامه، استاد ضمن نقد و بررسی اشکالات وارد بر این ادله، به تبیین این نکته میپردازند که اگرچه ماهیت و وجود از نظر مفهومی با یکدیگر متفاوتاند، اما در خارج دارای اتحاد هستند. ایشان برای روشن شدن این حقیقت، از مثال صفات الهی بهره میگیرند و توضیح میدهند که چگونه مفاهیم متکثر میتوانند مصداق واحدی داشته باشند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون نحوه انتزاع مفاهیم و نسبت آنها با واقعیت خارجی، راهگشای فهم دقیقتری از مبانی اصالت وجود و اعتباریت ماهیت است.
تفاوت ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
5اما در اینجا میخواهم عرض کنم که یک امر ثالثی هم وجود دارد و آن تصدیق به ثبوت تصور در وجود ذهنی است اولاً وقتی که ما میخواهیم تصور شیئی را بکنیم منبابمثال تصور زید را میکنیم یا مثلاً تصور نقشهای را میکنیم خب ما اولاً این نقشه را تصور میکنیم خطوط آن نقشه را در ذهن تصور میکنیم گوشۀ این نقشه باید این باشد وسطش باید این باشد کنارش باید اینطور باشد فلان نقشۀ ساختمان را ما در ذهن تصور میکنیم بعد وقتی که ما تصور کردیم آنوقت از ما سؤال میکنند آیا این نقشهای که الآن شما تصور کردید این نقشه قابل اجرا هست یا نیست، این سؤال بعد از چه چیزی پیدا میشود؟! تا میگویند که این نقشه قابل اجرا هست یا نیست در اینجا ثبوت این نقشه و ثبوت این خریطه در نفس خودش تصدیق به ثبوت وجود ذهنی برای تصور ماست یعنی غیر از آن تصور اول یک تصدیق به ثبوت ذهنی برای ما پیدا میشود که بله این مسئله یا این ماهیت یا این نقشه ثابت است و هیچ جای اشکالی هم برای او نیست یعنی برای تصورمان یک تصدیق به ثبوت در ذهن داریم یعنی لابهلای این تصور یعنی بعد از تصور آن ماهیت یک تصدیق به ثبوت برای ما میآید حالا هنوز کاری به وجود خارجی نداریم که آیا وجود خارجی دارد یا ندارد. حالا که دیدیم این ماهیت ما یک ماهیت ثابتی است و ماهیتی است که همۀ روزنههایش بسته شده است و دیگر جای اشکالی نیست آنوقت این نقشه را دست عامل میدهیم که بیاید این را در خارج پیاده بکند. بعد وقتی که رفت در خارج پیاده کرد آنوقت از خودمان میپرسیم بعد از شش ماه که میگذرد شک میکنیم آیا این نقشه وجود خارجی پیدا کرده بعد از اینکه شش ماه دست معمار دادیم یا هنوز وجود خارجی پیدا نکرده است اینجا شک در وجود خارجی میآید یعنی در اینجا ما شک در تصدیق داریم تصدیق به وجود خارجی هنوز برای ما محقق نشده است.
