
زیادت وجود بر ماهیت در فلسفه اسلامی
تبیین تفاوت مفهومی و اتحاد خارجی وجود و ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «زیادت وجود بر ماهیت» میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که عقل میان مفهوم وجود و مفهوم ماهیت افتراق قائل است، اما این تفاوت به معنای دوگانگی در خارج نیست. استاد با نقد دیدگاههایی که زیادت وجود بر ماهیت را به معنای مباینت یا قیام عرض بر معروض میدانند، توضیح میدهند که این زیادت صرفاً یک امر اعتباری و ذهنی است که از قصور و فقر وجودات امکانی انتزاع میشود. در ادامه، ادله مشهور فلاسفه برای اثبات این تغایر مفهومی، از جمله افاده حمل، نیاز به استدلال برای اثبات وجود، صحت سلب و انفکاک در تعقل مورد واکاوی قرار میگیرد. هدف اصلی این جلسه، روشنسازی این حقیقت است که اگرچه در مقام ذهن و تحلیل عقلی، وجود بر ماهیت زائد است، اما در مقام تحقق خارجی، وجود و ماهیت دارای اتحاد عینی هستند.
زیادت وجود بر ماهیت در فلسفه اسلامی
1درس دویست و نود و نهم
اضافه و زیادت وجود بر ماهیت بهحسب عقل (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فصل (21).
فی کونِ وجودِ الممکنِ زائداً على ماهیتِهِ عقلاً.
زیادةُ وجودِ الممکنِ على ماهیتِه لیسَ معناه المباینةَ بینهما بحسبِ الحقیقةِ کیفَ و حقیقةُ کلِّ شیءٍ نحوُ وجودِ الخاصِ بِه و لا کونَهِ عرضاً قائماً بِها قیامَ الأعراضِ لِموضوعاتِها حتى یَلزمَ لِلماهیةِ سوى وجودِها وجودٌ آخر بَل بِمعنى کونِ الوجودِ الإمکانی لِقصورِه و فقرِه مشتملاً على معنى آخر غیرِ حقیقةِ الوجودِ منتزعاً منه محمولاً علیه منبعثاً عن إمکانِه و نقصِه.1
این فصل راجع به اضافه و زیادت وجود بر ماهیت بهحسب عقل است. شکی نیست که عقل بین مفهوم وجود و مفهوم ماهیت افتراق قائل است.
بدیهی بودن مفهوم وجود
مفهوم موجود را به یک معنای مفهوم عام بر همۀ اشیاء موجوده حمل میکند؛ همان معنایی که هر کسی آن معنا را میفهمد و نیاز به توضیح ندارد و از ابده بدیهیات است حتی اطفال هم این معنا را تشخیص میدهند و نسبت به وجود این معنا در خارج و عدم وجود، ترتیب آثار میدهند. همین معنایی که ما میگوییم که فرش هست، دیوار هست، آسمان هست، انسان و درخت هستند. ما همان حقیقت و مفهوم هستی که از این عبارات مختلف با اختلاف مفاهیم را در همۀ اینها یکسان میبینیم، در هستیای که میگوییم: «فرش هست» با هستیای که میگوییم: «درخت هست» اختلاف نمیبینیم. بین «الشجر موجودٌ» و «الجدار موجودٌ» تفاوتی در موجودیت نمیبینیم، تفاوت در جدار و شجر هست، نه در موجودیت جدار و شجر! در مفهوم تفاوتی نیست و مفهوم، مفهوم واحد است. این مسئله این معنا را میرساند که معنای وجود یک معنای سعی و اطلاقی و غیر قابل شک و تشکیک است. به همان اندازه که الله موجودٌ دلالت بر موجودیت الله میکند به همان اندازه هذا الشجرُ موجودٌ دلالت بر موجودیت این شجر میکند و هیچ تفاوتی ندارد، در مفهوم هستی تفاوتی نیست بلکه بحث در آن موضوع قضیه است؛ موضوع قضیه در قضیۀ اولیٰ، الله است و موضوع قضیه در قضیۀ ثانیه شجر است و بینهما بونٌ بعید! بهحسب سعۀ خود تشخص خارجی و سعۀ آن مراتب وجودیه خارجی.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 243 و 244.
