
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
بررسی تلازم میان مقدم و تالی در استدلالهای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالشهای مربوط به تکرار حد وسط در قیاس میپردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز میشود که در آن، صدقِ همزمانِ دو قضیه لزومیه، علیرغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقتهای منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین میشود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفسالامری، توضیح میدهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا بهتنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیقترِ ساختارِ استدلالهای برهانی تنظیم شده است.
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
2ایراد مرحوم بوعلی بر شکل اول از قضیۀ شرطیۀ لزومیه
تعریف از کتاب جوهر النضید
وَ مِن هذا القَبیلِ ما أورَدَ الشَّیخُ فی الشِّفاءِ شکاً عَلى الشّکلِ الأوّل مِن اللزومیتَین و هوَ أنَّهُ یَصدُقُ کُلّما کانَ الاثنانُ فَرداً کانَ عدداً و کُلّما کانَ عَدداً کانَ زَوجاً مَعَ کِذبِ قولِنا کُلّما کانَ الاثنانُ فرداً کانَ زوجاً.
ایرادی که مرحوم بوعلی در شفاء فرمودند و این ایراد به شکل اول از قضیۀ شرطیۀ لزومیه وارد شده است این است که گفتهاند که قضیۀ لزومیه گاهی اوقات نتیجه میدهد و گاهی اوقات نتیجه نمیدهد. این مسئله در جوهر النضید هم هست. جوهر النضید کتاب بسیار خوبی است و وقتی که در اینجا آمدیم [تمایل] نداشتیم و به اصرار خود مسئول مدرسه که آقای جوادی آملی بود برای ما جوهر النضید گذاشتند. تقریباً حدود بیست نفر بودیم. از اول جوهر النضید تا باب برهان را ما در مدرسه خواندیم و بعد دیگر باب برهان تعطیل شد. بااینکه تعطیل شده بود ولی ما از باب برهان تا آخرش را هم باز ادامه دادیم! علیٰأیّحال کتاب بسیار خوبی است و نکات خیلی خوبی دارد و مطالبی در آن هست! چند اشکال مهم در همان قضایای شرطیۀ لزومیه بود یااینکه یادم هست که در مسئلۀ سور در قضایا و اشکالاتی نسبت به موارد دیگر دارد و بسیار دقیق است! مخصوصاً باب برهانش را حتماً رفقا اگر بتوانند مباحثه بکنند و قضایای جدل و مغالطه ـ و مخصوصاً برهان ـ خیلی مطلب دارد و در خیلی از موارد حتی بیان مرحوم علامه هم از خواجه قویتر است چون متن آن برای خواجه است و شرح آنهم شرح علامه است. خیلی در اینجا خوب آمده و حکایت از این میکند که علامه واقعاً در منطق قوی بود. اینطور نشان میدهد! برای باز شدن فکر بسیار مفید است من خیال میکنم جوهر النضید حتی از منطق منظومه هم جلوتر و بهتر باشد گرچه منطق منظومه خواهینخواهی بهواسطۀ ورود مسائل فلسفی در آن مشکلتر است ولی علیٰکلّحال در محدودۀ منطق، کتاب جوهر النضید بسیار کتاب خوبی است! این در آنجا هم ذکر شده است. الآن من یادم آمد که اتفاقاً ما در آنجا هم راجع به این مسئله صحبت کرده بودیم.
