
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
بررسی تلازم میان مقدم و تالی در استدلالهای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث منطقی پیرامون قضایای شرطیه لزومیه و چالشهای مربوط به تکرار حد وسط در قیاس میپردازند. بحث با بررسی ایراد مرحوم بوعلی سینا در کتاب شفا آغاز میشود که در آن، صدقِ همزمانِ دو قضیه لزومیه، علیرغم کذب نتیجه، مورد نقد قرار گرفته است. در ادامه، ضمن اشاره به جایگاه کتاب جوهر النضید و دقتهای منطقی آن، تفاوت میان صدقِ ربطِ بین قضایا و صدقِ موادِ قضایا تبیین میشود. استاد با تفکیک میان فرضِ ذهنی و واقعیتِ نفسالامری، توضیح میدهند که چگونه در قضایای لزومیه، ملاکِ اصلی، برقراریِ رابطه و تلازمِ منطقی میان مقدم و تالی است، حتی اگر موادِ قضایا بهتنهایی کاذب باشند. این جلسه با هدف باز شدن ذهنِ مخاطب در مواجهه با مغالطات منطقی و درک عمیقترِ ساختارِ استدلالهای برهانی تنظیم شده است.
تحلیل منطقی قضایای شرطیه لزومیه
1درس دویست و نود و هشتم
بحث در قضیۀ لزومیۀ شرطیه و انواع آن (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرّحمٰن الرّحیم
فَإذن الحدُّ الأوسَطِ فی مِثلِ هذا القیاسِ إن أُخذَ عَلى وَجهٍ یَجوزُ أن یَحمِلَ أو یُصدقَ عَلیهِ النَّقیضانِ و الضِّدانِ فی کلتا المُقدَمَتین کَذِبَتِ الکُبرىٰ لا مَحالَةَ و بَطلَ لُزومُ النَّتیجةِ و إن أُخذَ فی إحدَى المُقَدَمتَین عَلىٰ وَجهٍ و فی الأخرىٰ عَلىٰ وَجهٍ آخرٍ لَم یَتَکرَر الوَسطُ.1
حد وسط در این قیاسی که ذکر شد [یعنی] در همان قیاسی که سیاهی و بیاضی در مکان و جای واحد یا در امکنۀ متعدده باشد که اگر در مکان واحد باشد محال است! اگر در امکنۀ متعدده باشد آن کلیت کبریٰ مورد خدشه قرار میگیرد چون کلیت کبریٰ این بود که هرچه که سواد است بیاض نیست. آنچه که در کبریٰ هست یعنی هرچه که سواد است بیاض نیست، مربوط به جایی میشود که در نفس آن مکان در عین سوادیت بیاضیت باشد. درحالیکه حد وسط ما اعم از این بود و اعم بود در آن جایی که مرکب باشد یااینکه اصلاً مورد آن فرق میکرد! در آن ظرف و مکانی بود که در آن مکان جمع بین سواد و بیاض شده است، نهاینکه در جای واحد در عین سواد بیاض باشد. اگر در عین سواد بیاض باشد صغریٰ باطل میشود و اگر نه، در جایی که سواد هست کنار او و قرین او بیاض هست، دراینصورت آن کلیت کبریٰ مورد خدشه قرار میگیرد چون در اینجا حد وسط تکرار نشده است. پس اشکال در این است که حد وسط تکرار نشد، نهاینکه در قضیۀ لزومیه گاهی اوقات نتیجه حاصل نمیشود. اگر طوری این رعایت بشود که جایز باشد که بر آن دوتا نقیض و دوتا ضد در هردو مقدمه حمل بشود یا صادق باشد؛ یعنی دو جای مختلف است. یک تکۀ این شیء سیاه است و یک تکهاش سفید است. امکان دارد هر دوتا بر این حمل بشود؛ به این قسمت سیاهی حمل بشود و به این قسمت پایین هم سفیدی حمل بشود، کبریٰ باطل است! چون در کبریٰ فرض قضیه در جایی بود که در جای واحد در آنجا سیاهی با سفیدی جمع بشود و این محال است و نتیجه دیگر باطل میشود. اگر این حد وسط در یکی از مقدمتین یک قسم فرض بشود و در مقدمۀ دیگر طور دیگری فرض بشود در اینجا هردو مقدمه درست است؛ در اینجا هم صغریٰ و هم کبریٰ درست است یا در این قضیه مقدم و تالی درست است و در آن قضیه هم مقدم و تالی درست است ولی دو قضیه است و هردو قضیه صادق است اما هیچکدام ارتباطی به همدیگر ندارند! در اینجا قضیه در موردی فرض شده که جمع بین سواد و بیاض است، در کبریٰ قضیه در جایی فرض شده است که جمع بین سواد و بیاض نیست! در آنجا مسئلۀ اجتماع ضدین است که آن اشکال پیدا میشود. دیگر حد وسط تکرار نشده است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 242.
